<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010</id><updated>2011-09-30T00:00:34.764+03:30</updated><category term='صاحب منصبان، بزرگان، سرمایه های انسانی'/><category term='فرهنگ، سیاستگزاری، مدیریت'/><category term='نقد گفتمان، سیاسی کاری، سرگرمی سیاسی'/><category term='اعتراض مردمی، فرصت طلبان، اقشار مردمی'/><category term='دیپلماسی فعال، تحریم، گفت و گو'/><category term='همایش، سیاستگزاری، دانشگاهی'/><category term='بی بی سی، سازمان، خلاقیت'/><category term='روز خبرنگار، نقدپذیری، تحمل مخالف'/><category term='پنهان کاری، معضلات رفتاری، زیست انسانی'/><category term='دموکراسی، انتخابات، شهروندان'/><category term='سیاست خارجی، تعامل،مدیریت شرایط'/><category term='بحران های اجتماعی، حجاب و عفاف، آزادی'/><category term='قدرت عقل، حق حیات، زندگی اجتماعی'/><category term='ادغام، ارتباطات، مجلس'/><category term='ایرانیان، خارج از کشور، سرمایه های ملی'/><category term='اندیشه، الگوی پیشرفت، گفتمان علمی'/><category term='هبوط، نفسانیت، خسران'/><category term='جامعه ایرانی، ناسازگاری اجتماعی، حقوق شهروندی'/><category term='جریان آزاد اطلاعات، فقر اطلاعاتی، قدرت حاکم'/><category term='جوان ایرانی، آینده، دانشگاه، اشتغال'/><category term='انقلاب، کرامت انسانی، مکتب اسلام'/><category term='سازمان ملل متحد، توسعه هزاره،  بحران'/><category term='روز قلم، جامعه مدنی، آزادی اندیشه'/><category term='تحجر، تمدن، انسان'/><category term='روزنامه نگاری توسعه، منازعات سیاسی، سنگرهای فتح قدرت'/><category term='ازدواج موقت، روابط نامشروع، قانون'/><category term='انحطاط اخلاقی، جامعه، سیاست'/><category term='جشنواره، جوان و رسانه، مسایل سیاسی'/><category term='دورویی، ارتزاق، آزاد اندیشی'/><category term='آموزش عالی، مدرک گرایی، دانشجویان گذری'/><category term='علوم انسانی، تکنولوژی، نحولات بشری'/><category term='رسانه ها، دختران، ازدواج'/><category term='انتخابات، رسانه های بیگانه، صهیونیست'/><title type='text'>در جست و جوی مطلوبیت</title><subtitle type='html'>"وب نوشته های سید تقی کمالی"</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://stkamali.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>33</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-6598393919441152507</id><published>2010-12-23T22:41:00.002+03:30</published><updated>2010-12-31T19:54:06.999+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اندیشه، الگوی پیشرفت، گفتمان علمی'/><title type='text'>اندیشه در جامعه امروز ما</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://mohamadrezabahmani.persiangig.com/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%8A%D8%B4%D9%87.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="227" src="http://mohamadrezabahmani.persiangig.com/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%8A%D8%B4%D9%87.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;جامعه ما علی رغم پیشینه تمدنی و دارا بودن قابلیت ها و ظرفیت های فراوان برای تولید علم و اندیشه دچار نوعی رخوت شده است و نشاط علمی و پویایی در کند و کاو و یافتن روش ها و نظرها در آن کمرنگ است و با وجود موفقیت های متعدد و رو به گسترش چند سال اخیر هنوز آن طور که از یک جامعه بالنده انتظار می رود وارد مباحثات و نقد و نظر نمی شود و این شور و هیجان را نمی توان در سطحی گسترده و وسیع در جامعه ملاحظه کرد. عده ای از متفکران ما سکوت پیشه کرده، کم کار و یا عزلت نشین شده اند و عده ای نیز به جای تصنیف و نگارش آثار بدیع و ارایه گفتمان ها و نظریات جدید سراغ گردآوری از سایر یافته ها و ترجمه آثار دسته چندم دیگر جوامع می روند. همه اینها نیازمند واکاوی های کارشناسانه است تا قبل از آنکه تبعاتش دامنگیر شود، جامعه را از این رخوت رهانید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;حدود ده سال قبل بود که رهبر معظم انقلاب بر ضرورت و اهمیت جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم در کشور به ارایه رهنمود پرداختند و متعاقب آن بسیاری نشست ها و برنامه ها پیرامون آن برگزار شد اما پس از چند سال سپری شدن از زمان طرح این راهبرد موج های جدید دیگری در جامعه ما وارد شده است که گویی آن تاکیدها و تلاش ها برای شکل گیری گفتمان علمی به حاشیه رفته است و از این روی بیم این می رود که رهنمودها و راهبردهای کلانی که برای پیشرفت و بالندگی کشور مطرح می شود موضع مناسبتی پیدا کند و تنها در مدتی محدود به گزاره تاملات اهل اندیشه بدل شود و برای آن مناسبت ها و مراسم ها به پا شده و سپس به وادی فراموشی رانده شود . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;علی رغم همه تنگناها و معضلات پیش روی اندیشه ورزی و پژوهش در کشور، اندیشه در جامعه امروز ما اهمیت خود را باز یافته است و یا بهتر بگویم ضرورت آن برای بقا و ایجاد جامعه پویا ملموس شده است. شاید تصور این باشد که چرا اکنون؟ آیا نباید پیش از اینها خود را مجهز به مفاهیم و نظریات علمی می ساختیم تا در این زمانه پر چالش و در عصری که تزاید ایده و اندیشه جهان را دربرگرفته است محدود و محصور نمی ماندیم و با حسرت از سال های سپری شده مملو از بی تفاوتی ها و پشت سر اندازی ها اینک برای تعریف مبانی حرکت و جهش به سمت حفظ موجودیت به دنبال چاره اندیشی و کند و کاو بیفتیم ؟ سوال دیگری که باید سیاستگزاران جامعه بدان پاسخگو باشند این است که پس در این سالیان دراز سپری شده جامعه علمی، حوزوی و دانشگاهی و مراکز و موسسات پژوهشی چه می کرده اند؟ مگر نه این است که نخبگان علمی ده ها سال جلوتر خود را می بینند؟! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;با مروری بر مقاطع مختلف آنچه به وضوح در حوزه اندیشه ورزی جامعه ما به چشم می آید این است که هر بار به جهتی با فضای روشنگری و اندیشه پروری مقابله شده و از واژه های نواندیشی تعابیرغلط پنداشته شده است و به جای ایجاد شرایط امن و ایمن آزاد اندیشی، نقد و تضارب آرا برای به ثمر نشستن اندیشه های نو، محدود در واژه ها باقی مانده ایم و نظاره گر فاعل کلام شدیم و نه محتوای کلام و از هر آنچه خوش نداشتیم روی برگرداندیم و چه بسیار تخطئه کردن ها که همچنان باقی است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;افسوس اینجاست که علی رغم ملموس شدن ضرورت ایجاد فضای گفتمان و هم اندیشی در کشور بسیاری همچنان مقاومت می کنند اما احساس خلا برای برگزاری محافلی برای طرح دیدگاه ها به شدت احساس می شود و آنچه امروز به عنوان کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه ها بر پا می شود رویشی ارزنده است که هر چند تا آنچه مورد انتظار است فاصله ها دارد اما اقدامات مقدماتی برای شکل گیری آن سزاوار تحسین است . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;اصولا هر جامعه ای برای حرکت و سیر رو به رشد خود نیازمند بستر سازی مفاهیم و چارچوب های علمی و فکری است تا از بهر آن بتواند الگو و نظریات توسعه برای خود تدوین و تنظیم کند. آیا در این فضای متحول و ملون جهانی که جامعه ما را نیز متاثر از خود کرده است حوزه و دانشگاه می توانند پاسخگوی سوالات به روز و احتجاجات مردم باشند? آیا صرف تولید تعداد مقالات پژوهشی و درج آن در ژورنال های بین المللی می تواند معیار مناسبی برای سنجش میزان موفقیت علمی و توسعه و پیشرفت جامعه ما به حساب آید؟ اینها سوالاتی است که از سوی مجامع و شخصیت های مختلف علمی مطرح می شود که تا تدبیر و عمل به بار نیاید جز باز تکراری بیش نیست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;اگر امروز پس از چند سال سپری شده از رهنمود مهم جنبش نرم افزاری و تولید علم در کشور از تدوین الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت در کشور سخن به میان می آید، خود به روشنی مبین این است که دغدغه اساسی جامعه ما موضوع کلیدی و حیاتی علم و اندیشه است. قرن ها قبل افلاطون گفت که فیلسوف را باید پادشاه کرد و یا پادشاه را فیلسوف. یعنی برای آنکه جامعه بر مبنای تدبیر اداره شود نیازمند اندیشه هستیم و فارغ از اندیشه و اهالی اندیشه نمی توان به سر منزل مقصود رسید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;سالیان درازی است که اهل اندیشه در جامعه ما از فضای مساعدی برای فعالیت و طرح مسئله، گفتمان سازی و نظریه پردازی برخوردار نیستند. اندیشه در اثر تحرک، نشاط و فضای سالم نقد و تضارب آراست که به بار می نشیند اما متاسفانه کمتر زمانی را می توان یافت که اهل معرفت بتوانند طرح دیدگاه کنند و گفتمانی را رقم بزنند تا مورد نقد اهالی نظر قرار گیرد و از بهر آن بتوان به نتایج ارزشمندی در تولید علم و دانش نایل شد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;بستر جامعه علمی مبتنی بر اندیشه است. جامعه ای که الگوی روشن و مشخصی برای پیشرفت و تعالی ندارد اقدامات علمی و اجرایی آن نیز مقطعی و باری به هر جهت می شود و آن طور که باید نمی تواند در خدمت امنیت، رفاه و سعادت مردم موثر افتد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;پس بیاییم با ایجاد فضایی با نشاط شرایط را برای گسترش هم اندیشی، نقد و تضارب آرا فراهم کنیم. اندیشه و اهالی آن را پاس بداریم و به صرف مخالفت و همراه نبودن آنان با نظرات و علایق هم محکوم و منکوبشان نکنیم و اجازه بدهیم دیدگاه ها و گفتمان های مختلف مطرح شود تا در ذیل این رونق اندیشه نظریات و مفاهیمی ماندگار برای حرکت به سمت پیشرفت و تعالی برای جامعه ما به ارمغان آید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-6598393919441152507?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/6598393919441152507'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/6598393919441152507'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/12/blog-post_23.html' title='اندیشه در جامعه امروز ما'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-1957262304658175428</id><published>2010-12-20T23:12:00.006+03:30</published><updated>2010-12-31T19:38:40.507+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انحطاط اخلاقی، جامعه، سیاست'/><title type='text'>اخلاق در روابط اجتماعی؛ بیایید همدیگر را دوست بداریم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.moc.gov.ir/Files/News/bhandly.gif" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="217" src="http://www.moc.gov.ir/Files/News/bhandly.gif" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;با کمی تامل نسبت به مسایلی که در جامعه ما اتفاق می افتد می توان ردی از سیر انحطاط اخلاقی و درهم شکستن ارزش ها را مشاهده کرد. علی رغم اینکه نظام حاکم بر کشورما دینی است متاسفانه جامعه ما اسیر منکرات اخلاقی می شود که در دین اسلام بر کراهت و حرمت آنها به وضوح تاکید شده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;بی احترامی به قانون و  قانونگریزی، عدم رعایت حقوق شهروندی و رعایت موازین دینی، اخلاقی و انسانی، تحمل نکردن یکدیگر و بسیاری مسایل ریز و درشت دیگر که سطوح  مختلف جامعه به آن گرفتار شده و در کمال تاسف شیوع چشمگیری نیز می یابد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;عوارض اخلاقی همچون  پایبند نبودن به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، فریب دادن یکدیگر، دورویی و جسارت و توهین کردن و ... سطوح مدیریتی و اجرایی کشور و سیاستمداران تا سطوح پایین جامعه و مردم کوچه و بازار را درگیر خود کرده  که لازم است ما را از خواب خرگوشی بیدار کند و به جای آنکه دولتمردان ما دم از این بزنند که مردم ما بهترین مردم جهانند و ما در دنیا بهترینیم به خودشناسی و اصلاح رفتارهای خود بپردازیم و به سیاست و جامعه اخلاقی که همواره بر آن تاکید داریم جامه عمل بپوشانیم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;اینکه در هیات دولت یک مقام دولتی در وضعیتی ناشایست عزل شود و اینکه مقامات و مدیران اجرایی علیه هم در رسانه ها موضعگیری کنند و افزونتر مقامی نسبت به اجرای قانون طفره برود تنها  قسمت آشکار این بی اخلاقی هاست و خود حدیث مفصل بخوانید از بی اخلاقی های پشت صحنه. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;روان جمعی جامعه ما دچار آسیب بزرگی شده است. مردم ما نسبت به هم کم تحمل و بی توجه شده اند. دامنه بی اخلاقی ها و فرار از قانون روبه فزونی گذاشته است. در روز روشن یک شهروند مورد تعرض واقع می شود و به قتل می رسد و در کمال خونسردی و بی تفاوتی دیگر شهروندان به کام مرگ می رود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;واژه هایی چون همنوعدوستی و وطن پرستی و ... لقلقه زبان عمده افراد جامعه شده است و کمتر می توان خلوص نیت، دلباختگی، ایثار و مجاهدت را مشاهده کرد. اگر غیر از این بپنداریم خود فریبی است. جامعه شناسان از یک دهه قبل هشدار می دادند که جامعه ما دچار چنین نابسامانی شود. پس به جای کتمان حقایق و پنهانکاری،  برای کاهش معضلات و دمیدن روح اخلاق، مودت و همنوعدوستی در جامعه باید تلاش کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;اقدام اخیر قوه قضاییه مبنی بر محارب خواندن افرادی که از طریق تهدید با سلاح سرد در جامعه  موجب خوف شوند اقدام پیشگیرانه ای است که قطعا آموزش های اخلاقی و تربیتی از طریق مدارس، دانشگاه ها، سازمان ها و گروه های اجتماعی و خصوصا رسانه ها می تواند مکمل مناسبی برای آن باشد که اگر این بخش ها بتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند دیگر به مرحله اقدامات سلبی نمی رسد که  البته به جای خود چاره ساز است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;هر چند که تربیت پذیر کردن افراد جامعه پروسه ای طولانی است و این همه ناهنجاری های اجتماعی نتیجه سیاست های غلطی بوده است که رواج داشته و مجریان و متصدیانی که از وظایف اصیل خویش در ترویج و توسعه فرهنگ بالنده شانه خالی کرده اند و مسایل مبتلابه جامعه را رصد نکرده، نظرات و مشاورت های جامعه شناسان و روانشانسان را نادیده انگاشته اند اما با این همه نیازمند اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به عموم افراد جامعه هستیم که بیایید همدیگر را دوست بداریم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-1957262304658175428?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/1957262304658175428'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/1957262304658175428'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/12/blog-post_20.html' title='اخلاق در روابط اجتماعی؛ بیایید همدیگر را دوست بداریم'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-1468527960011758328</id><published>2010-12-01T11:31:00.035+03:30</published><updated>2010-12-31T19:50:39.718+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگ، سیاستگزاری، مدیریت'/><title type='text'>غریبستان فرهنگ، گذرگاه شخصیت های غریب</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.sharepointsolutions.ir/SiteCollectionImages/PagesPicture/SharePoint%20-%20Digital%20-%20Library.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://www.sharepointsolutions.ir/SiteCollectionImages/PagesPicture/SharePoint%20-%20Digital%20-%20Library.jpg" width="252" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;شالوده جمهوری اسلامی ایران بر بستر فرهنگی بنا شده است. آموزه های مذهبی و ملی هم گویای وجود فرهنگی قوام و محتوای عمیق آن برای توسعه و تعالی انسان و اجتماع است اما تا به امروز این فرهنگ بوده است که سیلی کج اندیشی ها را خورده است و گذرگاه افراد مدعی و مجری بوده است که آمده اند و رفته اند و تنها به هجای آن پرداخته اند و اقدامات آنان به برنامه ریزی فرهنگی نرسیده است، جامعه ای که در آن چند پارگی فرهنگی و قومیت های متعدد و ناهمگون و هجمه های فرهنگ بیگانه و معارض بر ضرورت چنین برنامه ریزی می افزاید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اصولا فرهنگ را بر سه محور می توان خلاصه کرد: یکی فرهنگ متعالی و نخپه پرور ، دوم فرهنگ معاش و دربرگیرنده تمام جنبه های زندگی و دیگر فرهنگ در قالب نماینده هویت ملت ها.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در هر صورت فرهنگ غنی و پایدار در هر شکل و صورتی موجب تعالی زندگی انسان ها می شود. اگر فرهنگ در گستره توسعه هنر و قدرت خلاقه و اشاعه فرهنگ متعالی باشد معیشت و زندگی انسان را بارور کرده و معنا بخش است، اما اینکه بخواهیم صرفا تکیه بر فرهنگ ملی خود کنیم باید گفت که فرهنگ امری ایستا نیست و نمی توانیم صرف داشتن تاریخ و تمدن و نیز ادبیات و توانمندی علمی در قرون گذشته نسبت به زیست شایسته انسان و صیانت ار آداب و اصول مورد وثوق بی اعتنا باشیم زیرا لفاظی ها تنها باد در غبغب انداختن است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همان طور که اشاره شد شالوده حکومت ما بر اساس ماهیت فرهنگی استوار است اما در جامعه ما تا چه اندازه فرهنگ و هویت ملی تقویت شده است و تا چه اندازه فرهنگ اسلامی را توانسته ایم جاری کنیم؟ باید گفت فعالیت فرهنگی جامعه ما علی رغم همه ادعاها و تاکیدها و اینکه بسیار بر ماهیت فرهنگی حکومت پافشاری می شود کاملا غیر منسجم، پراکنده، مقطعی و سلیقه ای است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعد از 32 سال سپری شده از حکومت اسلامی هنوز نقشه جامع فرهنگی برای کشور وجود ندارد. هر نوع فعالیت مستند و طراحی شده قبل از آنکه تعریف شود و مورد مطالعه قرار گیرد به مرحله اجرا، آزمایش و پایش نرسیده ناکام گذاشته شده است. یکی از علل آن مدیریت ناکارآمد فرهنگی کشور و دیگری سیاست زدگی فرهنگی ماست. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در باب سیاست زدگی فرهنگی لازم به گفتن است که با تغییر و تحول هر دوره از دولت ها همان اندازه اقدام موجز مستند در تدوین نقشه راه فرهنگی کشور در نطفه خفه می شود و به عوامل اجرایی و طراح آن انواع برچسب بی دینی، بی وطنی، غرض ورزی و ... زده می شود. کسی اقدام دیگری را قبول ندارد و از اینجاست که طراحی برنامه مدون فرهنگی در کشور ما پازلی است که هر بار ناقص می ماند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تا نیمه دوم دهه هفتاد برنامه های فرهنگی محدود به دغدغه و کلی گویی ها بدون معیارها و اصول برنامه ریزی بوده است و تنها از چند طرح مطالعاتی می توان ردپایی سراغ گرفت که وارد مبادی تصمیم گیری و سیاستگزاری نشده است. هر چند امروز نیز همچنان از دغدغه ها در نزد دلسوزان کم نشده است که چه بسا افزون هم شده است اما همچنان کلی گویی و ذهنیت گرایی در سیاستگزاری و برنامه ریزی فرهنگی حاکم است. با این حال به دلیل اینکه خصوصیاتی چون تخصص فدای تعهد، خصوصیات فردی و تقید گشته و کفه ترازوی تعهد و سرسپردگی ها سنگینی می کند از این رو بسیاری از مدیران ما نمی دانند چه کار بکنند و بدتر از آن حتی نمی دانند کجا هستند و برای چه آمده اند و می خواهند چه کنند به عبارتی اصلا موقعیت و جایگاه خود را نمی شناسند و بر آن تسلط و احاطه ندارند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;برخلاف همه تصورات و سخن پراکنی ها که علیه دو دوره اصلاحات منتشر می شود که این دولت، دولت فرهنگی نبوده است و تیشه به ریشه فرهنگ زده است باید گفت مفاد اولویت های برنامه فرهنگی به صورت مشخص، تعریف شده و دارای بخش مجزا برای نخستین بار در برنامه پنج ساله سوم توسعه در زمان دولت اول اصلاحات گنجانده شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اقدامات موفق و ناکام دیگری در این دوره و کمی پیش از آن تدوین شد که سعی داشت به طور جامع فرهنگ استان ها، قومیت ها را مطالعه کرده، برای اجرا مهیا سازد. ضمن آنکه برنامه های کلان فرهنگی در دست اجرا بود اما با سپری شدن بیش از ده سال از اجرای برنامه های مطالعات فرهنگی آن زمان امروز با طرحی به نام "پیوست فرهنگی" با هزاران بیم و نگرانی در همکاری ها و موانع هنوز در خانه اول مانده ایم. نقشه علمی کشور هم که هنوز نهایی نشده است و مورد بهره برداری نرسیده است که بتوان موفقیت آن را ارزیابی کرد و در همین مرحله هم نقدهای متعددی بر آن وارد است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در خصوص مدیریت فرهنگی هم از ذکر یک نکته نباید غافل ماند. مدیریت فرهنگی در کشور ما نیازمند حضور افراد عالم، برجسته و آشنا به مقتضیات و مختصات فرهنگی است کسانی که هم در علم و هم در عمل فرهنگی زیسته باشند و فرهنگی فکر کنند و مجریان توانمند فرهنگ باشند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فرهنگ امری پیچیده و حساس است و در جامعه ای چون جامعه ما که به انحای مختلف در معرض آسیب های فرهنگی است، جای اسف دارد که اینگونه در قبال فرهنگ به عنوان موضوع مهم و بنیادی سهل انگاری و بی تفاوتی می شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دولتمردان بسیاری دم از فرهنگ می زنند که نظریات و اصول پایه آن را نمی دانند و فرهنگ را در اقدامات تشریفاتی خلاصه و محدود می کنند و بهتر بگویم آن را در همین حد می بینند. با بیش از سی سال حکومت فرهنگی هنوز برنامه ها چارچوب نظری ندارد، تشخیص ها دقیق نیست و مسایل جامعه ایران به خوبی رصد نشده ، شناخت و تعریف مشخص نمی یابد و در نهایت به انجام هم نمی رسد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وقتی فرهنگ گذرگاه انسان های غریب از فرهنگ شد باید کاری کرد، هشدار داد و اجازه نداد دلسوزان و عالمان فرهنگ حاشیه بروند و حتی عزلت نشین بشوند. کار را باید به مجریان فرهنگی داد که با اندیشه و دانش مطالعات فرهنگی عجین باشند و نه اینکه گهگاهی آنان را به بهانه ای جمع کرد و نظرشان را برای اقدامی جویا شد. اجازه بدهید آنان که بر موضوع اشراف و احاطه دارند بیایند و خود بر مسند اجرا بنشینند. باور کنید مدیریت تجربی بدون دانش تا بیاید مدیر آگاه شود نه تنها گره از چالش های فرهنگی نگشوده و ثمره فرهنگی هم به بار نیاورده چه بسا گره افکنی هم کرده باشد. بماند از اقدامات اتفاقی که ره به جایی نمی برد و مسبب بسیاری ار ناکارآمدی ها هم متوسل شدن به همین اقدامات آزمون و خطاست.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-1468527960011758328?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/1468527960011758328'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/1468527960011758328'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/12/blog-post_01.html' title='غریبستان فرهنگ، گذرگاه شخصیت های غریب'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-6360315706365743911</id><published>2010-11-03T00:12:00.012+03:30</published><updated>2010-12-01T02:43:45.147+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بی بی سی، سازمان، خلاقیت'/><title type='text'>تاملی بر کارکرد و فعالیت سازمانی بی بی سی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.kaltoons.com/wordpress/wp-content/uploads/2009/02/new_bbc_logo_140408.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="198" ox="true" src="http://www.kaltoons.com/wordpress/wp-content/uploads/2009/02/new_bbc_logo_140408.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;بدون هیچ تردیدی بی بی سی با برنامه سازی هوشمندانه و مبتکرانه خود ضمن ترویج فرهنگ بریتانیا به دنبال تامین منافع این کشور در سطح جهانی است و طبیعی است که از سیاست های خارجی آن حمایت می کند و در این مسیر می کوشد کاملا زیرکانه طیف وسیعی از مخاطبان را به عنوان جامعه هدف خود شناسایی کرده و بر اساس نیاز آنان تولید برنامه کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی بی سی در راستای نیل به مقاصد خود اهداف مشخص و تعریف شده ای دارد از جمله رسوخ و نفوذ در میان ملت ها و تاثیر گذاری هدفدار بر آنها. از این روست که سرویس بین الملل بی بی سی از سوی وزارت امورخارجه انگلستان مورد حمایت قرار می گیرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی بی سی فارسی توانسته مخاطب خود را در جامعه ایرانی شناسایی کند و با جذب افراد مخالف و ناخرسند و نیز افراد منفعل و مردد آنها را در معرض القائات و عملیات جهت دار قرار دهد و از این طریق تغییرات لازم را در بافت فرهنگی و هویتی و ساختار سیاسی بوجود آورد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;بی بی سی از پیشینه نود سال تجربه بهره مند است، شاکله سازمان یافته مبتنی بر مدیریت مشارکتی دارد و اصول سیاستگزاری و برنامه سازی آن مبتنی بر مشورت، کنترل و نظارت دقیق و منسجم است. رسانه بی بی سی مانند برخی خبرگزاری ها یک "رسانه مادر" محسوب می شود چون برای خود داری سبک و فنون است. خلاق و پویا بوده و برای کار رسانه ای و تاثیر گذاری بر مخاطب نوزایی و نوگرایی مداوم دارد. همزمان با تحولات سپهر ارتباطی جهانی، خود را به روز می کند. از نسل اول رسانه ای بهترین بهره را برده و هم اکنون با ظهور نسل دوم رسانه ای خود را با شاخص های این نسل( تعاملی بودن، ناهمزمانی، تمرکز زدایی و ... ) تطبیق می دهد و قطعا با اتکا به جمیع جهات ضمن حفظ اثر گذاری، ضریب نفوذ خود را هم بالا می برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی بی سی استراتژی، ساختار و فرآیند مدون و قاعده مندی دارد و سیاست ها، ساختار مدیریتی و عوامل اجرایی آن موجبات اقتدارش را فراهم ساخته است حتی مخاطبان بی بی سی موجب اقتدار آن شده اند زیرا که مخاطب و رضایتمندی او یک اصل بنیادی است و رسانه بی مخاطب یعنی هیچ. بنابر این رسانه برای آنکه این موقعیت را احراز کند و جایگاه خود را در میان مخاطبان ارتقا دهد نیازمند اعتماد سازی است و این اعتماد سازی ایجاد نمی شود مگر به اشکال مختلف مخاطب بتواند مطالب خبری و اطلاعاتی مورد نیاز خود را از آن منبع کسب کند و در مواقعی که با خلا اطلاعاتی و سرگشتگی مواجه شد بتواند با کسب اطلاعات شفاف و جامع نیاز خود را مرتفع سازد. ژورنالیسم به سبک بی بی سی با انباشت آمارها و داده ها و ارایه اطلاعات به نسبت کامل مخاطب را فریفته خود می کند و سر بزنگاه هم با ارسال سیگنال های غلط و مغرضانه و البته با شگردهای کاملا حرفه ای او را به سمت آنچه خود می خواهد سوق می دهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رسانه ای که می گوید مستقل هست این نیز یک جهت گیری محسوب می شود. هر رسانه ای گرایش و رویکرد خاص خود را دارد و البته این در فعالیت رسانه ای اجتناب ناپذیر است. به طور کلی عمده مطالب و اخبار رسانه ها دارای جهت گیری هستند. بی بی سی با توانمندی گسترده ای که دارد، بنابر الگوی برنامه سازی خلاق خود به گونه ای برنامه سازی می کند که تمامی جنبه های فکری را پوشش بدهد و با ایجاد توازن، تا حد امکان شرایط برنامه سازی غیر جانبدارانه را دنبال می کند زیرا خدمات خود را در خدمت همه می داند و این جامعیت در تولید برنامه است که ظاهرا اینگونه می نمایاند که برنامه ها بی طرفانه است، اما نوع چیدمان و غلبه گفتمان در دراز مدت بر مخاطب اثر گذار خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر از وجه مثبت به قضیه نگاه کنیم فعالیت شبکه های رادیویی و تلویزیونی و سایت بی بی سی می تواند به فعالیت رسانه ای و سیاسی ما کمک کند تا تحرک پیدا کند و به واقع وارد فضای رقابتی شود و خود را از انفعال برهاند و در عرصه رقابت مجهز به امکانات، طرح ها و اندیشه های نو کند. این فضا با تاثیری که بر جامعه می گذارد به طور غیر مستقیم رسانه ها و سیاستمداران را ملزم می کند تا نقاط ضعف خود را مرتفع کنند و بر فعالیت هایشان بیفزایند تا فرصت ایراد و بهانه برای مخالفان باقی نماند و از حجم انتقادها و ناخرسندی ها کاسته شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سایت بی بی سی نیز ضمن دارا بودن بخش قابل توجهی از خصوصیات یک رسانه یک سایت حرفه ای و چند وجهی است که از آخرین امکانات رایج فضای سایبر بهره می جوید، با مخاطب خود تعامل دارد و او را به مشارکت فرا می خواند و به سهولت دسترسی به شبکه های دیگر خود را میسر می سازد. با اذعان به اینکه نواقص و کاستی هایی هم در خصوص این سایت و هم در برنامه های بخش فارسی آن مترتب هست و همچنین این بخش تمام خصوصیاتی که سازمان بی بی سی واجد آن است را هنوز احراز نکرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رسانه های ما خصوصا رسانه ملی لازم است اعتنای ویژه ای به رسانه های جدید و امکانات ایحاد شده در فضای سایبر داشته باشند و به اقتضای فضای موجود با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از مقامات صدا و سیما چندی قبل گفت که ما مهندسی پیام را جزو اولویت های کار خود قرار می دهیم. این سخن جای ابراز شگفتی دارد که یک مسئول رسانه ای این چنین بگوید. مهندسی پیام در ذات کار رسانه ای نهفته است و در فرآیند ارتباطی جاری و ساری است. این مهندسی پیام است که کار رسانه ای را معماری می کند آن وقت که گفته می شود قرار است جزو اولیت های کاری قرار بگیرد در حد خود روند فعالیت رسانه ای ما را نشان می دهد که تا حال چگونه بوده است. ما از فنون و روش علمی اطلاع رسانی کمتر بهره می گیریم و نسبت به ایده ها و اندیشه های خلاقانه کم اعتناییم و به تبع نتیجه هم مشخص است، از دست دادن و ریزش مخاطب. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی بی سی می کوشد در سطح جهانی به عنوان یک سازمان خلاق مطرح باشد، ضمن آنکه این رسانه نخبه گراست افراد برجسته در حوزه های مربوط به رسانه با آن همکاری دارند. همچنین افرادی که در رسانه های بی بی سی مشغولند افرادی علاقه مند، مشتاق و پرکار هستند. بنابراین همین می شود که مشاهده می کنیم خلاقیت و نوآوری خصلت جدانشدنی بخش های مختلف این غول رسانه ای محسوب می شود. در مقابل ما باید بررسی کنیم و ببینیم که صدا وسیمای ما چند درصد از فارغ التحصیلان برتر رشته های ارتباطات را جذب می کند و اصولا این نیروهای ارزشمند مابقی عمر خود را کجا سپری می کنند؟ باید بررسی شود تا مشخص شود که چقدر رضایتمندی در میان پرسنل این سازمان نسبت به کار و فعالیت وجود دارد و اگر رضایتمندی هست آیا اشتیاق به فعالیت هم هست و اگر هست چرا نیرو های یک سازمان عریض و طویل در ایده پردازی و نوآوری رسانه ای مشارکت داده نمی شوند که یک رسانه عظیم ملی به تقلید از سبک و سیاق یک شبکه خارجی روی نیاورد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;ضمن اینکه رسانه بی بی سی با بخش خصوصی در تولید برنامه و محتوا همکاری می کند و پیشنهادات آنها را در برنامه سازی می پذیرد. جذب و پرورش ایده ها به همراه مهارت و توانایی پرسنل، تعهد کاری و علاقه سرشار و فرهنگ سازمانی توام با احترام و همکاری است که یک رسانه را اینگونه توانمند می سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه در اثر مسامحه و برخی تعصبات غلط آنقدر که هویت ملی در رسانه ملی ما مهجور واقع می شود اما به نسبتی وسیع تر راه برای نفوذ فرهنگ غربی فراهم می شود، رسانه ملی ما نیز به عنوان یار و مددکار رسانه های غربی فرهنگ و سبک زندگی غربی را نمایش می دهد. برخی اعمال برنامه ریزان و برنامه سازان و گفت و گوها و رفتارهای مجریان صدا و سیما برای آنکه اهداف مقطعی برنامه ها را تامین کند، موجب می شود فرهنگ اصیل ناب اسلامی و ایرانی به حاشیه رانده شود و با ورود نیروهای تازه نفس به جای بهره گیری اثر بخش از این پتانسیل با ترتیب دادن برنامه ها و گفت و گوهای کوچه بازاری، صدا کردن نام کوچک و ... ضمن مخدوش کردن فرهنگ و ادبیات این مرزو بوم برای تحقق ادعای نوعی حرفه ای بودن اثرات مخرب و جبران ناپذیری بر جای گذاشته می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سابقه هفتاد ساله حضور بی بی سی در ایران گویای آن است که این رسانه در سال های 1320 و 1332 در مسایل سیاسی و حکومتی ایران دخالت آشکار داشته است.از زمان راه اندازی شبکه تلویزیونی این سازمان در دی ماه 1387 چندماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در بدو امر این شبکه بدون هیچ ممانعتی فعالیت داشت منتها به دلیل آنچه عدم رعایت خطوط قرمز و منافع ملی جمهوری اسلامی محسوب می شود از فعالیت و پخش آن جلوگیری به عمل آمد و این حق طبیعی حاکمیت است تا با مخاطرات و تهدیدها مقابله کند اما آنچه جای توجه و تاکید دارد این است که شبکه تلویزیونی بی بی سی مخاطب بالقوه خود را در ایران داشته است و عوامل دست اندر کار این رسانه به منظور جذب طیف های اجتماعی مورد نظر اقدام به راه اندازی و فعالیت شبکه خود نموده اند. در جهان کنونی این کار صرفا یک اقدام مذموم تلقی نمی شود لذا آنچه مهم است این است که ما به جای آنکه تمام توان خود را معطوف به مقابله با تهدید یا تهدید زدایی بکنیم به آسیب شناسی و شناخت نقاط ضعف خود بپردازیم و بکوشیم تا آسیب ها و کاستی های خود را پوشش دهیم تا از این طریق مورد هجمه و تهدید رسانه های بیگانه واقع نشویم و یا در حد ممکن از عوارض آن بکاهیم. آسیبی که امثال شبکه بی بی سی فارسی به فرهنگ و هویت جامعه ایرانی می زنند کمتر از آسیب رسانی به سیاست و حاکمیت نیست چه بسا پیش زمینه ایجاد اضمحلال از درون باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کسانی بیشتر در معرض مخاطرات شبکه بی بی سی قرار دارند که از آگاهی و شناخت کافی نسبت به مسایل سیاسی، فرهنگی و اعتقادی برخوردار نیستند، لذا وجود فضای آزاد اطلاع رسانی به تنهایی موردی ندارد اما آنچه اسباب نگرانی یک حکومت را فراهم می کند تهدیدی است که متوجه توده افراد جامعه در این فضای مسموم می شود که مبادا نتوانند مسیر حق را از باطل تشخیص دهند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-6360315706365743911?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/6360315706365743911'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/6360315706365743911'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='تاملی بر کارکرد و فعالیت سازمانی بی بی سی'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-4580961410462084573</id><published>2010-08-10T14:36:00.009+04:30</published><updated>2010-12-01T03:12:26.848+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نقد گفتمان، سیاسی کاری، سرگرمی سیاسی'/><title type='text'>نقد گفتمان درون حاکمیتی و جامعه سیاست زده؛ از سرگرمی سیاسی عوام تا سیاسی کاری خواص</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.zendagi.com/doscourses2.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="242" ox="true" src="http://www.zendagi.com/doscourses2.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روزی سیاست علم مدن و تدبیر امور خوانده می شد و امروزه چند گام جلوتر تصمیم گیری مبتنی بر شناخت و اطلاعات استراتژیک در کشورداری و حاکمیت نقش اساسی را دارد. با این وجود جامعه ما بنابر برخی رفتارها و عملکردها دچار نقیصه ای شده است که به جای درایت و همه جانبه نگری برای سیاست سازی گرفتار یکجانبه گرایی و افتادن در ورطه سیاست بازی شده است که در نوع خود بسیار مخرب و تهدید کننده است. این در حالی است که جامعه جهانی برای نیل به اهداف خود و بازدارندگی برخی کارویژه های ملی ما با یکدیگر هم افزایی دارند اما در داخل به جای وفاق و همگرایی، سیاستمداران و قاطبه افراد دچار بدگمانی و سوءظن نسبت به هم شده، بیم افتراق و انشقاق می رود. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;با توجه به شرایط موجود جامعه از منظر نگاه آسیب شناسانه و آگاهی بخشی در ادامه به مسایلی اشاره می کنم که شاید در نگاه اول برخی نسبت به آن موضع بگیرند، اما مسایل مطرح شده فارغ از نگاه مصلحتی و محافظه کارانه سعی می کند به جای کتمان کردن حقایق در خصوص مسایل سیاسی - اجتماعی موجود طرح مساله کرده تا در گذر به وضع مطلوب مفید افتد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;باید اذعان کرد که تحت تاثیر برخی مسایل و رویدادهای داخلی و حتی خارجی و نیز متاثر از نوع روش برخورد و زیست اجتماعی مسبوق و حاضر ما ایرانیان سیاست ورزان ما در تعاملات درون گروهی و درون حاکمیتی دچار سیاسی کاری و فعالیت سیاسی عنان گسیخته شده اند و هر آن تحت تاثیر ناملایمات، فشارها، مقطعی اندیشی و ... دست به اعمال به اصطلاح مصلحت اندیشانه می زنند و یا غیر آن مرعوب و تخریب می شوند. این وضعیت مبین آشفتگی و بر هم ریختن نظم درون حاکمیتی به لحاظ افتراق اندیشه ها، تک روی و مصلحت اندیشی باندها و دسته هاست که نه از تفکر مدیریتی و راهبردی مشخص و تعریف شده پیروی می کند و نه از الگو و روش فعالیت حزبی و کارکرد سیاسی مدونی حکایت دارد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروز اگر نزاع میان وکیل با وکیل، وزیر و دولت با مجلس و مجلس با دولت، شخصیت ها با یکدیگر و به تبع آن افراد جامعه با هم هستیم بیانگر آن است که قدرت تحمل اندیشه مخالف را نداریم، یکدیگر را بر نمی تابیم، ایجاد محدودیت و کم فروغ بودن فعالیت تشکیلاتی منسجم و دارای چشم انداز، که در سایه اطمینان و امنیت مشارکت در امور حاکمیتی و دیده بانی اقدامات دولتی و نقادی آنها حاصل می شود و متاسفانه این امنیت و اطمینان فعالیت تشکیلاتی در هاله تردید و ابهام است، به نوبه خود سبب شده است در مجموع تفکر بلند مدت نداشته باشیم و از همه مهم تر اعتماد به یکدیگر سلب شود. نه مردم به مسئولان آنطور که باید اعتماد دارند و نه مسئولان به هم بنابراین ادامه این روند تبعات سهمگینی را به دنبال خواهد داشت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از سویی دیگر و متاثر از چنین حالتی بسیاری از رسانه های ما رسالت اصیل خود را به وادی فراموشی سپرده و ترجیع بند خود را موضع گیری، تدافع یا تهاجم قرار داده و برخی نیز تحت لوای صیانت از منافع ملی با بر هم زدن توازن قدرت از مشارکت نخبگان، متخصصان و اندیشمندان و عامه فعال جامعه از یک سو در روشنگری، نقد و تضارب آرا و از سوی دیگر در ارایه طریق و همراهی و همکاری با حاکمیت واهمه دارند. بنابر اصل پنجاه و ششم قانون اساسی که مبین نقش مردم در ترسیم سرنوشت خود است، تصریح شده است که مردم در حاکمیت نقش دارند و البته بر مبنای آن حاکمیت مردم در طول حاکمیت الهی است و نمی توان آن را نفی کرد و یا از اهمیت آن کاست که کار ناصوابی است. همچنین در اصل ششم قانون اساسی بر اتکا به آرای عمومی تاکید شده است. اگر به واقع اعتقاد به این هست که مردم در حاکمیت نقش دارند نمی توان نسبت به اینکه دانستن حق آنان است بی تفاوت بود. در چنین حالتی انتظار این است که رسانه ها همه جانبه نگر باشند. با توجه به ذات رسانه که اجتناب ناپذیر است اما شرایط حرفه ای اقتضا می کند به نفع مردمسالاری و اطلاع رسانی شفاف و برقراری فضای مسالمت آمیز در جامعه رسانه های ما صرفا تریبون یک دسته یا یک جریان نباشند در این صورت آنچه در حقیقت امر مغفول می افتد، مصالح و امنیت ملی است. انتظار این است در فضای فعالیت حرفه ای که بستر و فلسفه فعالیت رسانه ای را شکل می دهد، رسانه های ما هم مطابق اصول و روش علمی و اخلاقی ضمن آنکه در تلاش برای نقد مسایل بنابر اهداف ارزشی، حزبی و سیاسی خود هستند - و اصولا با رویکرد به تحکیم مبانی نظام صورت می گیرد - از جبهه گیری و تخریب دوری کنند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;متاسفانه متاثر از شرایط رسانه ای حاکم ذائقه مخاطب چنان تحریک می شود تا اطلاعات شفاف را فارغ از گیر و دار نگرش های مرسوم از مجاری و رسانه های بیگانه که در ازای فعالیت و خبر رسانی حرفه ای به آن اطمینان می یابد، تامین کند. ما نمی توانیم و نباید منکر فعالیت سایر رسانه ها در جامعه جهانی اطلاعات شویم که به نوع خود هر مجرای ارتباطی می کوشد مخاطب خود را حفظ کرده و گسترش دهد، غرض اعتلا و ارتقای فعالیت رسانه ای داخل کشور است تا بتواند در استغنای مخاطب و پاسخگویی به نیاز هایش یاری رسان باشد. با کمرنگ بودن فعالیت منسجم و علمی رسانه ای داخلی، رسانه های خارجی و عمدتا فارسی زبان با شناخت و اطلاع از وضع موجود از این فرصت نهایت استفاده را برده، بساط خود را برای تامین نیاز مخاطب جویای خبر پهن می سازند. اینان با درک به موقع نیاز مخاطب فعالیت خود را بسط و گسترش داده و در شرایطی که هر روزه به جای فروکش کردن اختلافات بر شعله ور شدن آن افزوده می شود، خوراک بیشتری برایشان فراهم شده، اقدام به توسعه شبکه ها و رسانه های خود می کنند. علی رغم این شرایط ایجاد محدودیت برای رسانه ها این معضل را افزون تر کرده و موجب شده است فارغ از نقش و کارکرد اطلاع رسانی نگاه حاکمیت به تمامی فعالیت های رسانه ای نه از جنس فعالیت حرفه ای بلکه به مثابه تحرک سیاسی نگریسته شود و به تبع آن رفتارهای تهاجمی و سلبی به وجود آید. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جامعه ما سیاست زده شده است و مردم ما به جای تلاش برای پیشرفت و ترقی خود و جامعه سرگرم مباحث سیاسی و وقت گذرانی های گاه و بیگاه شده اند که چیزی جز کدورت، بد اندیشی و ... از آن حاصل نمی شود. همانقدر که بی تفاوتی در موضوعات سیاسی در جامعه امری مذموم است، سیاست زدگی در حد معمول به تفنن می ماند و در حد بالای خود به افراط و تحجر می رسد. تمثیل قابل بیان برای آن حرکت در خاموشی است. این وضعیت فرد را از تعادل خارج می کند و چه بسا به بی تفاوتی و حتی مقابله با ارزش های سابق خود بکشاند. محصول همه گیر شدن ناموزون در این مقوله این است که جمع های نا آگاه نا آگاه تر شده و توده های اسیر مشکلات و گرفتاری ها با لقلقه زبان کردن حرکات سیاسی مسئولان مشغول تسکین خود می شوند و مطمئنا چیزی تغییر نمی کند. در این جماعت های توده وار آنچه در پس ذهن مخاطب است باید همان تایید شود، در این چنین جمع هایی تاثیر گذاری و کار تبلیغی اثر چندانی ندارد زیرا که شنونده منتظر است بشنود آیا گوینده حرف او را تایید می کند یا نه، اگر نه بی خیال می شود و یا تظاهر به پذیرش می کند و یا کار به مجادله می کشد. این خاصیت جماعت توده است، انتظاری جز این نیست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وقتی جامعه دچار عارضه سرگرمی سیاسی شد، آن وقت بازار شایعه پراکنان، رسانه های مغرض و زمینه جولان فرصت طلبان فراهم می شود. جماعت اسیر مادیات، گرفتار درونیات و منیات چه و حقیقت یابی و اندیشه ورزی کجا؟ آن وقت هر شب منتظر است تا ببیند "بی بی سی" یا "وی او ای" چه می گوید و "... اصلا گور پدر سیاست، سرگرمی دیگه چی سراغ داری بزن فارسی وان" تا شکم روح را از هر چه تا به امروز ندیده و یا نکرده و یا کمتر برایش فراهم بوده پر کند و این سیر به اینجا اکتفا نمی شود، چنین افرادی به تدریج بی تفاوت، هیچ انگار و بی هویت می شوند. اصولا نفوذ بر کسانی که سوار بر مرکب شهوتند کار سختی به نظر نمی رسد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سرگرمی سیاسی فرقی با دیگر سرگرمی ها ندارد و یا حداقل آستانه بزه ها، هتک حرمت ها، بی حیثیت کردن ها، توهین ها و افتراهاست. آن وقت که بصیرت و اندیشه در بین نباشد سیاست آنقدر به حضیض نفس رخنه می کند که به کرامت فرد و دیگران چوب تاراج می زند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;b&gt;فرق "سیاسی شدن" با سرگرمی سیاسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رهبر معظم انقلاب اخیرا در فرمایشات خود بر "سیاسی شدن مردم" تاکید فرموده اند و این موضوع نکته ای مهم و کلیدی برای حرکت امن کشتی انقلاب و رسیدن به ساحل سلامت است. سیاسی شدن مردم به حضور آگاهانه، بیداری و هوشیاری ملت کمک می کند و بسیاری از کشورهای قدرتمند جهانی برخلاف انقلاب اسلامی، نیازی به سیاسی شدن عموم مردم نمی بینند و آنچه برای آنان مهم است، تحقق شعار دموکراسی است که البته تامین رفاه عمومی و نیازهای جامعه برای تحریک نشدن مردم نسبت به حکومت ملاک نظر است. با این اوصاف جا دارد به نکته مهمی در این خصوص اشاره شود و آن تفاوت میان سیاسی شدن و تبدیل شدن سیاست به سرگرمی است . &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر می خواهیم مردم ما سیاسی شوند، لازمه اش این است که به آنان آگاهی و بصیرت بدهیم. خوراک سیاسی شدن، دانش و اندیشه است اگر مسئولان و شخصیت های سیاسی و اجرایی ما و نیز رسانه ها و روشنفکران جامعه ما کوچکترین خبط و خطایی مرتکب شوند بدنه جامعه را دچار ضعف و انحطاط می کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سیاسی شدن مردم با سرگرمی سیاسی از این جهت متفاوت است که دومی نشات گرفته از فاصله و افتراق میان قدرتمندان با سطوح جامعه است. توده به هنگام سخن گفتن از سیاست، هنگامی که دچار فقر و تنگدستی است و یا در تامین نیاز و رفاه زندگی اش عاجز است سعی می کند مزه ای از شیرینی قدرت را زیر زبانش احساس کند و تمام ناکامی های فروخفته اش را در لحظه ای به فراموشی بسپارد و این اصلا علامت خوبی از جامعه سالم نیست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر اصل بر این باشد که شناخت مردم بالا برود و بصیرت و درک پیدا بکنند نیازمند کار مداوم، برنامه ریزی شده و پیوسته هستیم تا افراد جامعه مانند یک جوانه رشد کنند، تنومند شوند و بار بدهند. این یک نگاه آرمانی است که اهتمام تمامی ارکان نظام را می طلبد تا روح بیداری و حقیقت جویی را در جامعه بدمند. برای تحقق این موضوع نیازمند تدبیر و طراحی فکر و ایده، اتخاذ تصمیم های سنجیده و اقدامات اصولی هستیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سیاسی شدن جامعه هنگامی اتفاق می افتد که مردم در مسایل جامعه مشارکت اثربخش داشته باشند و رسانه ها تافته جدابافته و تریبون عده ای متنفذ و به اصطلاح منورالفکر نباشند. رسانه اگر از مردم جدا باشد و دغدغه مردم را مطرح نکند و بدتر اگر تنها بر تقویت نوع نگاه رایج و افزایش دامنه جنبه های منفی و ادامه حرکت در مسیر نیل به مطالبات و بخشی نگری (به دور از نگاه همه جانبه و به صورت تک بعدی) به نفع تحقق اهداف رسانه ای خاص و صرفا به منظور جذب حداکثری مخاطب اصرار بورزد، به جای تزریق روح امید، آگاهی و نشاط در جامعه دچار قشری گرایی می شود. رسانه ای موفق، پایدار و کارآمد است که در عین حال که زبان گویا و چشم بینای جامعه خود است عنصر آگاهی بخشی را از نقش اطلاع رسانی صرف تفکیک و برجسته کند. مردم ما باید آگاه باشند و بیندیشند، نباید آنان مستمسک و اسباب دست قدرتمندان قرار گیرند که تنها در وقت نیاز و صرفا در موقع رای و انتخاب به آنها رجوع شود. افتخار مردمسالاری دینی این است که به عارضه ای که دموکراسی غربی دچار است، مبتلا نیست و آن این است که در دموکراسی رایج غرب دخالت اراده مردم در ترسیم حاکمیت به حدی است که برای جلب آن لازم است به خواسته های نفسانی آنان پاسخ داده شود. مردمسالاری دینی یعنی نقش آفرینی اقشار جامعه در حاکمیت ملی با این ویژگی که مردم همیشه محترمند و در عین حفظ کرامت والای انسانی باید علاوه بر رفع نیاز حیاتی و معیشتی آنان برای حفظ سلامت جامعه به بیداری، شناخت و آگاهیشان هم توجه کرد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروز وضع حاکمیتی و فعالیت های سیاسی ما دچار تنش بی جهت شده است. بی جهت از این بابت که وقتی آرمان و میثاق انقلاب اسلامی مشخص است نباید مطامع سیاسی، غرض ورزی و رفتارهای سلبی و کشمکش های فردی، حزبی و درون گروهی بروز کند. اگر به حقانیت نظام اعتقاد هست و از سر نفسانیت و منیت ها، حرف ها و اعمال ما صورت نمی گیرد پس باید بر وحدت جمعی در عین تکثر آرا پایبند باشیم و با سیاست سازی به جای سیاسی کاری و سیاسی بازی جامعه را هم از مبتلا شدن به سرگرمی های سیاسی نجات دهیم و کمتر اسباب این سرگرمی ها را برای رسانه های بیگانه فراهم کنیم. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;نقد درون گفتمانی به جای تخریب و تخطئه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شناخت مبتنی بر آگاهی سیاسی حاصل نمی شود مگر اینکه فضای نقد درون گفتمانی در سایه تحمل مخالف و نقدپذیری، وحدت، مدارا و مسالمت ایجاد شود و اینها محقق نمی شود تا وقتی که ظرفیت مسئولان بالا برود. به تبع آن شاهد خواهیم بود که سعه صدر و تحمل مردم هم بالا خواهد رفت و پذیرش یکدیگر آسان خواهد شد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;برگزاری نشست های آزاد اندیشانه و جلسات بحث و جدل از جمله روش هایی است که به روییدن و بارور شدن اندیشه های نو کمک می کند. ما زمانی به این جلسات عادت داشتیم چون از دل این جلسات بود که بزرگان دین و علم به یافته های بسیار می رسیدند. امروز که صحبت از جدل می شود بی اختیار جبهه می گیریم. اگر فضا برای این نشست ها و کرسی های آزاد اندیشی فراهم شود با رعایت قواعد بازی و اصل منطق می توان انتظار معجزه آسایی از این محافل و جلسات داشت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;متاسفانه امروزه آزاد اندیشی و نقد درون گفتمانی تبدیل شده است به مدیحه سرایی و تملق گویی و تا کسی می نویسد یا سخنی می گوید تا درد این جامعه را نشان بدهد و راهی و روشی برای علاج آن بیابد بلافاصله علیه او می شورند. ما نباید تفکر خودی غیر خودی مارکس قرن نوزدهم و سرمایه داری قرن بیستم و بیست و یکم را در در جامعه خود ترویح دهیم. در جامعه ایرانی مسلمان و شیعه که اهل یک مکتب و وطن هستیم و حداقل یک علقه ملی و مذهبی را داریم از یک سو و بسیار وجوه اشتراکی که در انسانیت، اسلامیت و ایرانیت ما پیدا می شود از سوی دیگر تنها به صرف تضاد در اندیشه های فردی، گروهی و حزبی نباید میان یکدیگر مرزبندی ایجاد کنیم. این چه طرز تفکر جدایی طلبانه ای است که سراغ ما آمده است؟ چرا به جای همبستگی و اتحاد در مقابل هجمه های دشمنان به نفی متعلقات هم می پردازیم. ما مگر شعار نه غربی و نه شرقی سر نمی دهیم پس کجاست این حاکمیت گفتمان انقلاب اسلامی؟ آیا وقت آن نرسیده است که از کلیات به مرحله ای بالاتر رفته، شمولیت تفکر انقلاب اسلامی را در ابعاد ، حوزه ها و جوانب مختلف گسترش دهیم؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از بس که ما متفرق و از هم جدا هستیم که در تولید آرا و اندیشه نه تنها گرد هم نمی آییم بلکه همدیگر را تهدید و تخطئه کرده و به سهولت به افراد برچسب بی دینی ، بی وطنی و عنصر خارجی بودن می چسبانیم تا از این میان به راحتی بتوان بی دینی و امثال آن را شرط کافی برای خروج از حاکمیت و حقوق مدنی افراد قلمداد کرد چرا که مرز خودی و غیر خودی در دین، وجود یا نبود اعتقادات (حق و باطل) است و در مناسبات درون حاکمیتی نباید از منظر تفکیک خودی و غیر خودی منجر به رویارویی شویم البته آنطور که دین در این خصوص مسامحه دارد بعضی برای نیل به مطامع جلوتر هم حرکت می کنند و بی درنگ بخشی از نیروهای انقلاب و حتی عموم مردم را با خط کش مصالح خود سنجیده و با کوچکترین نقد، اختلاف نظر و سلیقه دیگران را در صف غیر خودی قرار می دهند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;باید بتوان از نیروهای انقلاب به درستی حفاظت کرد و از ایجاد چند دستگی، اختلاف و نزاع اجتناب نمود و ضمن آن از نفوذ افراد خطرناک که در لباس دوست و خودی، خواسته (برنامه ریزی شده) و ناخواسته (از سر غفلت و کوته اندیشی) و با ابزار تملق ، ریا و سینه چاکی اهداف خود و اربابانشان را دنبال می کنند، جلوگیری به عمل آورد. این مصادیق نیازمند دقت نظر است و به جای اینکه تراز خودی و غیر خودی با ترازوی خواسته ها و منیت ها سنجیده شود، اصول و مبانی ملی و دینی ملاک قرار گیرد و اینگونه نشود که ارزش های فردی و شرعی افراد را زیر سئوال برد لذا در حد و اندازه هر کسی نیست که بخواهد راهی شود و جار بزند و خودی و غیر خودی تعیین کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر زمانی در حوزه های علمیه بحث و جدل ارزش داشت و از دل آن بود که مباحث و یافته های جدید شکل می گرفت اما امروزه انتظار از حوزه های علمیه به شدت بیشتر است. نباید تکلیف و فعالیت حوزه به جای اجتهاد پروری، تحقیق و تتبع، آسیب شناسی مسایل و تولید و تدوین اندیشه و مفهوم برای نظام در ابعاد مختلف و موضوعات جامعه، حاکمیت و کشورداری در آموزش صرف و ارایه یکسری مواد درسی محدود شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;گفتمان سیاسی برای آنکه اندیشه ورزی و درک درست را رقم بزند و ما را از قید سیاسی کاری ها و سیاسی بازی های مرسوم برهاند و جامعه را همدل و یکدل کند نیازمند حضور تمام قد و فعالانه دانشگاه هم هست. اسف اینجاست که دانشگاه های ما به جای آنکه مبادی تفکر خلاقانه و تحقیق و پژوهش بوده و بازوی قدرت اجرایی و تصمیم سازان جامعه باشند در رخوت و خمودگی تنها فتح قله های تحصیلی و کسب رتبه های علمی را پیشه خود گرفته اند. این وضع باید تغییر کند ضمن آنکه شخصیت ها، نویسندگان و رسانه های ما و همه کسانی که به نوعی دست اندرکار امور می باشند و با افکار عمومی در ارتباط هستند با رعایت اخلاق و معیارهای حرفه ای بدون وابستگی و هضم شدن در جریانات مرسوم سیاسی با فرانگری و ملاک عمل قرار دادن مصالح و منافع ملی و بر مبنای گفتمان انقلاب اسلامی در بسط و گسترش آزاد اندیشی برای توسعه و پیشرفت جامعه اهتمام بورزند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-4580961410462084573?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/4580961410462084573'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/4580961410462084573'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/08/blog-post_10.html' title='نقد گفتمان درون حاکمیتی و جامعه سیاست زده؛ از سرگرمی سیاسی عوام تا سیاسی کاری خواص'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-4013608420599772116</id><published>2010-08-02T22:22:00.081+04:30</published><updated>2010-12-31T19:47:02.641+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایرانیان، خارج از کشور، سرمایه های ملی'/><title type='text'>ایران برای ایرانیان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="border: medium none; text-align: justify;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://vishtasp.persiangig.com/image/Ferdowsi_Statue_Ferdowsi_Square_Tehran.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://vishtasp.persiangig.com/image/Ferdowsi_Statue_Ferdowsi_Square_Tehran.jpg" width="240" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اقدام شایسته ای که شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور در برگزاری دومین همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از کشور انجام داد، بسیار ستودنی است. همایشی که با برنامه ریزی و تدبیر می کوشد استعدادها و توانمندی ملی ایرانیان در سراسر جهان را تجمیع کند و به نفع ایران و ایرانی به کار بگیرد. این اقدام از این رو قابل تحسین است که به دور از دگم اندیشی و تصلب فضا را فراهم می کند تا ایرانیان بنابر اشتراکات خود&amp;nbsp;بر اساس یک یا چند مولفه انسانی، ملی و مذهبی که با هم دارند به نفع وطن و برای تعالی، توسعه و پیشرفت آن همگام و همصدا شوند. مشروط بر اینکه نخبگان و افراد برجسته که موافق خدمت به میهن خویش هستند مدنظر قرار گیرند و نه افراد فرصت طلب و فارغ از عرق ملی.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="border: medium none; text-align: justify;"&gt;تعصب کور، انزواطلبی و مقابله با تغییر و تحول متناسب با مقتضیات زمان نکته ای است که سال هاست ما ایرانیان را در حاشیه قرار داده و بسیاری از امکانات و سرمایه های ملی، انسانی و اجتماعی مان را معطل ساخته است و در نتیجه بر میزان هجمه های فرهنگی و تبلیغاتی مخالفان و معاندان افزوده است. اگر از پوسته بی تفاوتی، کوته نظری و توجه صرف به منافع فردی و گروهی خارج بشویم و اگر تعهد صرف را که امروزه به اشتباه تقید به منافع باندی و درون گروهی و سرسپردگی جا انداخته اند، جایگزین پایبندی به ارزش های دینی و اعتقادی نکنیم و تخصص و خلاقیت مردم ایران زمین را پاس بداریم، قطعا تعهد راستین در کنار اخلاق حرفه ای، فردی و اجتماعی متضمن سلامت در فعالیت های علمی، اقتصادی، سیاسی،فرهنگی و اجتماعی است. لازم است&amp;nbsp; استعدادهای برتر شناسایی شوند و از توانمندی های آنان به نحو شایسته بهره برداری شود، در اینگونه موارد نباید این دست افراد را ملزم به تقریر یکسری محفوظات اعتقادی مشخص بدانیم، چرا که نتیجه عکس می دهد. در مقابل باید به این نکته هم توجه کرد که چه بسیار افرادی&amp;nbsp; در زمره&amp;nbsp; استعدادهای برتر هم قرار ندارند و به یمن همین فرصت طلبی ها و ظاهر سازی ها خود را مقید و متعهد به همان معنای مذکور نشان داده و در مناصب و جایگاه های مهم نفوذ کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نباید دایره حضور استعدادهای برتر ایرانی در مشارکت برای پیشرفت و توسعه کشور را محدود کرد&amp;nbsp;و نسبت به یکسری افراد&amp;nbsp; که به اصول اساسی و مصرح دینی و ملی هم پایبند نیستند تنها به جهت سرسپردگی برای عده ای به ظاهر مسئول که اغلب خود نیز با ریاکاری و تظاهر به مراتب اداری و سازمانی راه یافته اند، فرصت جولان و در نهایت ضربه زدن و خدشه وارد کردن به امنیت و سلامت ارکان نظام را داد.&amp;nbsp; تا کنون چه متفکران و نوابغی را به دلایل واهی از خود رانده و طرد کرده ایم و چه بسیار افرادی که کمترین توان و بازدهی را ندارند به صرف سر سپردگی پذیرا شده ایم.&amp;nbsp; شایسته است&amp;nbsp; نیروهای ارزشی، لایق و صادق که انسانیت را ارج می نهند و ارزش ها را لگد مال نمی کنند مورد توجه واقع شوند. هرچند تا رسیدن به این موقعیت فاصله داریم، اما دیگر کافی است باید به خود بیاییم. این نکته نباید مغفول واقع شود که این ارزشی بودن با انتساب به فلان مقام و فلان خاندان و چند آمد و شد سنجیده نمی شود، اشتباهی که بسیاری مرتکب می شوند و البته بعدها تاوانش را پس خواهیم داد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="border: medium none; text-align: justify;"&gt;اقدام اخیر شورای عالی&amp;nbsp;امور&amp;nbsp;ایرانیان خارج از کشور نشان داد اگر نگاه همه جانبه داشته باشیم و اگر معادلات بین المللی را به خوبی درک کنیم و اگر بخواهیم از حصار خودبینی و خود برتربینی با غرور و تکبر رهانیده شویم باید با چشمی باز دنیا را بنگریم و با روی و آغوشی گشوده به استقبال عزیزان و افتخار آفرینان خود در سرتاسر جهان برویم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="border: medium none; text-align: justify;"&gt;به جای آنکه سایر کشورها و دول جهانی بخواهند توان و استعداد ایرانی را به نفع خود بلوکه و مصادره کنند باید شرایط به گونه ای مهیا شود که شهروندان و هموطنان عزیزمان بنابر ویژگی ها و توانمندی هایشان هر یک بتوانند&amp;nbsp;با عشق و علاقه برای مملکت خود خدمت کنند و در این راه واهمه و نگرانی نداشته باشند و تنها دغدغه اعتلا و عزت ملت و کشور برایشان مطرح باشد. امید است شرایط مساعدی برای کار و فعالیت تمام متخصصان، دانشمندان و متفکران ایرانی در وطن فراهم شود. ما ضمن اینکه لازم است با دنیای پیرامون خود تعامل، همکاری و مراوده داشته باشیم باید بکوشیم بیش از همیشه عرق ملی خود را پاس بداریم. بی شک آنان که دغدغه وطن را دارند با اشارتی برای خدمت به میهنشان مهیا می شوند و آنان که رغبتی ندارند، هزاران همایش و سمینار هم افاده نمی کند. &lt;/div&gt;&lt;div style="border: medium none; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="border: medium none; text-align: justify;"&gt;شهروند ایرانی در هر کجای جهان ایرانی است. باید حقوق ایرانی مورد احترام باشد و باید ایرانی خود را باور کند. با همت و تلاش مداوم هر ایرانی، چهره ایران در جهان پر فروغ می شود و همین کوشش ها، ممارست ها و افتخار آفرینی هاست که می تواند بر تبلیغات منفی و سیاه نمایی ها فایق شود و ایرانیان را به عنوان افراد آزاد اندیش و با اندیشه متعالی و رشد یافته و انسان های والا و نوعدوست به جهانیان بنمایاند که به واقع خدمتی که تاکنون بزرگ مردان و زنان ایرانی به جهان و جهانیان کرده اند خود به روشنی گویای این مطلب است. امید که متخصصان و اندیشمندان، سرمایه گذاران و نخبگان ایرانی مقیم خارج از کشور فارغ ازنظرات انحرافی و با عزمی راسخ و همتی متعالی به فکر سازندگی وطن باشند و خدمت به هم میهنان خود را بر سرمایه گذاری در کشورهای بیگانه ترجیح دهند و حداقل در اعتلای میهنشان خود را سهیم بدانند. این کمترین چیزی است که از یک ایرانی عاشق وطن می توان انتظار داشت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="border: medium none;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فعالیت های اخیر سازمان یافته در دولت اعم از معاونت کنسولی، امور مجلس و ایرانیان خارج از کشور وزارت امور خارجه و رونق گرفتن فعالیت شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور و اقدامات قابل توجهی چون راه اندازی خانه ایرانیان در سایر کشورها، تاسیس بانک اطلاعاتی متخصصان ایرانی، تشکیل صندوق سرمایه گذاری ارزی، پاسخگویی 24 ساعته و مرکز شبانه روزی رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور چشم انداز روشنی را مقابل ایران و ایرانی گشوده است که در خدمت وطن و سرفرازی آن باشند و بدانند که ارزشمندند و بودنشان برای میهن موجب مباهات است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-4013608420599772116?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/4013608420599772116'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/4013608420599772116'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='ایران برای ایرانیان'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-7319997566233685909</id><published>2010-07-23T13:32:00.051+04:30</published><updated>2010-07-29T14:11:43.869+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جشنواره، جوان و رسانه، مسایل سیاسی'/><title type='text'>چه کسانی جامعه تک صدایی را بر می تابند؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify" dir="rtl"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TEn5jm4WaeI/AAAAAAAAAS8/H7R_ZlZbtIk/s1600/%D8%A8%D8%AE%D8%B4+%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87.jpg" imageanchor="1"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TEn5jm4WaeI/AAAAAAAAAS8/H7R_ZlZbtIk/s320/%D8%A8%D8%AE%D8%B4+%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;بعد از برگزاری اختتامیه بخش رسانه جشنواره ملی جوان ایرانی و معرفی برگزیدگان آن شاهد بودیم که با نگارش یک یادداشت در یکی از نشریات سراسری اصولگرا نسبت به نتایج داوری و متاثر از آن نحوه برگزاری جشنواره اعتراض و شکوه شد و از اینکه چند رسانه اصلاح طلب توانستند در این جشنواره صاحب رتبه شوند دلخراش شده و به نوعی با برشمردن چند موضوع حاشیه ای از اساس، برگزاری چنین جشنواره ای زیر سئوال برده شد. متعاقب این مطلب سایت های مختلف خبری به انعکاس انتقاد این روزنامه پرداختند و سایت دیگری نیز با ایجاد برخی تغییرات همین مضامین را تکرار کرد با این عنوان: " تجليل بذرپاش از نويسندگان رسانه هاي مورد حمايت هاشمي".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جمله مسایلی که در این نوشته ها به آن اشاره شده است و قصد پرداختن به آن را دارم این است که نویسندگان آنها به دنبال طرح این سئوال بودند که چرا از نشریات اصلاح طلب تقدیر شده است؟ و چرا در این میان از روزنامه رسالت و سایر روزنامه های اصولگرا از جمله کيهان، جوان، وطن امروز، سياست روز و ...نامی به میان نیامده است. دیگر اینکه داوران این جشنواره که همگی از اساتید مبرز دانشگاه و برجستگان علوم ارتباطات و حوزه رسانه هستند، زیر سئوال رفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جشنواره ملی جوان ایرانی امسال حوزه های مختلف فعالیت جوانان را که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است، مورد توجه قرار داد و سعی داشت تا در عرصه های مختلف جوانان توانمند و مستعد را شناسایی کرده، برای شناخت تراز جوان ایرانی آنان را به جامعه معرفی کند و در وهله بعد از آنان حمایت به عمل آورد. اینکه چقدر این جشنواره در اهداف خود موفق بوده است و خواهد بود جای بررسی همه جانبه به دور از غرض ورزی و پیشداوری دارد، اما نفس این عمل اقدام شایسته ای است. همین که پیشتر تنها جوانان ورزشکار و نفرات برتر کنکور و گاها المپیادی معرفی می شدند و البته کمتر به مسایل جوانان فعال در زمینه های علمی، فرهنگی و اجتماعی توجه می شد و قرار است سنت شکنی شود و اهتمام ویژه ای به کار بسته شود، جای تقدیر دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از حوزه های مورد توجه جشنواره ملی جوان ایرانی "بخش جوان و رسانه" است که به اذعان دبیر جشنواره بیش از سه هزار اثر از اقصی نقاط کشور از روستاهای دور افتاده تا دل شهرها و مراکز استان ها به دبیرخانه آن روانه شد. به رغم شائبه هایی که در این چند روز القا شد جوانانی که در این جشنواره شرکت کردند افرادی میانه رو با طبعی آرام، علاقه مند به پیشرفت و افتخار آفرینی برای خود و میهنشان هستند. این ویژگی ها را که بر می شمارم به خوبی در اختتامیه این جشنواره احساس کردم. چه قبل از برگزاری و چه حین آن اشاره شده بود ترجیحا آثار با محوریت نشاط، امید به آینده و هویت ایرانی و اسلامی باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا می خواهیم همه چیز را از زاویه مسایل سیاسی بنگریم؟ آیا معرفی نشریات اصلاح طلب اعتماد، کارون و مردمسالاری در میان برگزیدگان این جشنواره اینقدر سخت و گران و غیر قابل تحمل است که یک نشریه ناکامی خود را در قرار گرفتن در جمع برگزیده ها اینگونه به مسایل مختلف تعمیم دهد؟ از اینکه نام چند روزنامه اصولگرای مورد اشاره به میان نیامده است، فلان مسئول حامی رسانه های جبهه مخالف خوانده شود؟ آیا خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، روزنامه ایران، خبرگزاری فارس، صدا و سیما، واحد مرکزی خبر، خبرگزاری برنا و ... رسانه های اصولگرا و حامی دولت نیستند که صاحب رتبه در این جشنواره شدند؟ و با یکجانبه گرایی و غیر واقعی نشان دادن موضوع، گفته شود "... اما هیچ نامی از روزنامه های اصولگرا به میان نیامد". آیا آن روزنامه هایی که برگزیده شدن آنان را متضمن سلامت جشنواره می دانید هر یک روزنامه نگار جوانی در بخش مسابقه داشتند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته جالب دیگر این است که در کنار نام رسانه های اصلاح طلب نام خبرگزاری مهر و روزنامه خبر آورده می شود که چرا جزء برگزیده ها قرار گرفته اند و این شائبه را ایجاد می کند که وانگهی نشریات اصولگرا اساسا به چیزی به نام نقد و حضور نشریات و رسانه های منتقد ولو در جبهه خودی اعتقاد ندارند، چه برسد به اینکه رسانه ای اصلاح طلب را بربتابند و این یعنی حرکت به سمت جامعه تک صدایی؛ حرکتی مخرب و خانمانسوز . چرا که اگر رسانه منتقد، حزب مخالف و شخصیت های مختلف نباشند تا مسایل را رصد کنند، بررسی و واکاوی کنند و نظر و پیشنهاد بدهند چگونه شاهد پویایی و تحرک جامعه خواهیم بود؟ اینها اهرم هایی هستند که دولت ها را مجاب می کنند دست از پا خطا نکنند و به نوعی بهانه به دست مخالفان و یا اصحاب رسانه ندهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی در اختتامیه این جشنواره با چند برگزیده بخش های مختلف صحبت کردم به وجود جوانان فهیم و پرنشاط میهمنم به خود بالیدم. جوانانی که با همت والا، با فعالیت مداوم و اندیشه خلاقانه صاحب رتبه شدند، نه انتساب به فلان جناح و حزب و یا مراوده با بهمان رییس و مدیر. اینکه می گویید از سرمقاله های ما در اکثر جشنواره های معتبر تقدیر می شود و در این جشنواره اینگونه نشد و به نوعی اعتبار این جشنواره را هم به زیر سئوال می برید ای کاش به واقع بودید و می دید که یک جوان خوش فکر و انشاءلله خوش آتیه از یک روستای دور افتاده یک استان مرزی که بخش قابل توجهی از تحلیل ها و مقالات نشریات پر تیراژ این مملکت را می نویسد، برایم از دسترس نبودن اینترنت در روستا و آمدن به شهر برای استفاده از اینترنت با حداقل سرعت گفت. نام این جوان به راستی هم زیبنده برگزیدن بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما از اینکه نشریات اصلاح طلب استان ها مورد تقدیر قرار گرفته اند هم اظهار ناخرسندی داشتید ولی توجهی نکردید که جوان متولد سال 65 هفته نامه آذر پیام تبریز به عنوان یک نشریه اصولگرا صاحب رتبه نخست رشته اش شد، جوانی با ادب و متین.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته کاستی هایی هم بود. در بخش صفحه آرایی کسی صاحب رتبه نشد و تنها از دو تن تقدیر شد. جوانی که خود در این رشته حضور یافته بود از اینکه داور یا داوران مشخصی برای بررسی آثار این رشته معرفی نشده بود و پیگری های او هم ثمر نداد با ناراحتی حیاط کاخ گلستان را ترک کرد و البته شما درد دل های این جوان را گوش ندادید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگری که در بخش گزارش تحلیلی – تحقیقی شرکت کرده بود از کم توجهی به مقالات علمی گلایه داشت و ای کاش ستاد خبری جشنواره در کنار گرفتن مصاحبه با برخی برگزیدگان، به سراغ این افراد هم می آمد و حرفشان را می شنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جوانی می گفت از راه دور آمده است و انتظار داشت بعد از طی کردن این مسافت مسئولان جشنواره یک نشست می گذاشتند و حرف های ما را گوش می کردند. او می گفت در اینجا انگار همه از هم بیگانه اند و همه از هم دورند. برایش فضای تهران جای تعجب داشت و البته شاید نمی دانست فضای تنفس مطبوعات در حیات رسانه ای کشور سال هاست که به تنگ آمده است و شاید کمتر حقی برای آن بتوان متصور بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از اینکه به عنوان شایسته تقدیر در بخش سرمقاله و یادداشت مورد تجلیل مسئولان قرار گرفتم با سه چهار شبکه رسانه ملی مصاحبه داشتم. جالب بود همه سوالات کلیشه ای داشتند: شما چرا در این جشنواره شرکت کردید؟ انگیزه شما از شرکت در این جشواره چه بود؟ جشنواره را چطور دیدید؟ و ... گفتم اجازه بفرمایید نکاتی را درباره ماهیت و کارکرد رسانه، وضعیت رسانه در کشور و همچنین وضعیت رفاهی و معیشتی روزنامه نگاران مطرح کنم. بعضی به راحتی قبول کردند و بعضی هم به سختی. اما از جمله آنچه گفتم و به ظاهر تاکنون پخش نشد، موضوع نظام جامع رسانه ای کشور بود که بسیار مشاوران و مدیران کل آمده اند و رفته اند و دست آخر هنوز به سرانجام نرسیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همین روزها مشاور رسانه ای رییس جمهور به اینکه قانون مطبوعات کشور ما متاثر از قوانین قرون 19 و 20 است، اشاره داشت. ضمن تاکید بر این گفته و نیاز به اصلاح، تدوین و ترمیم قوانین و آیین نامه ها، صد البته امیدوارم بیش از همیشه به خانواده رسانه ای کشور توجه شود و این طور نباشد که روزنامه نگاران ما به عنوان اقشار فرهیخته و برجسته جامعه دچار تنگنای معیشتی، آسیب های روحی و روانی و ناامنی های اجتماعی و اقتصادی باشند تا این کار را که عشق و علاقه بسیاری از آنان است، رها سازند و یا مجبور شوند شغلی دیگر برگزیده و در حاشیه به فعالیت رسانه ای خود بپردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه در نوشته ها و انتقادهای اخیر اسباب ناراحتی من را بیشتر فراهم کرد زیر سئوال بردن داوران بخش مطبوعات و خبرگزاری های این جشنواره بود. این عزیزان بزرگان جامعه دانشگاهی و رسانه ای ما هستند من مستقیم و غیر مستقیم از این اساتید درس یاد گرفته ام. یکی از وجوه مثبت این همایش دعوت از اینان برای بررسی آثار بود (حتی رییس سازمان جوانان در سخنان خود به استفاده و حضور در کلاس دو تن از این اساتید اشاره داشت.) و من به خود می بالم که همچنان در کنار مجموعه این اساتید بخشی از فعالیت حرفه ای خود را دنبال می کنم. من در ارتباط کاری خود دیده ام که آنچه برای ایشان مهم نیست تعلق و گرایش سیاسی است و آنچه مهم است انسانیت و تلاش علمی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنان که معتقدند در این جشنواره به یک علت حضور این اساتید به انگیزه های سیاسی در انتخاب برگزیدگان دامن می زند، باید بدانند که آنچه من به عنوان یک دانشجو در کلاس نقد سوژه یکی از همین اساتید آموخته ام حرفه ای نوشتن و حرفه ای بودن است. به دور از سیاسی بازی های مرسوم او به ما آموخت: مجیز گوی دیگران نباشید، در نوشته های خود شعار پردازی نکنید، دیگران را سیاه و سفید نشان ندهید و ... . آیا اینها اصول اخلاقی روزنامه نگاری حرفه ای نیست؟ چقدر نشریات ما به این مسایل پایبندند؟ آیا کسی که اینگونه می نویسد نباید مورد تقدیر قرار بگیرد. شما توجه داشته باشید که چرا اقبال مخاطبان به رسانه های ما آنان که متصلب اند و دور از انعطاف کاهش می یابد؟ از دیگر سو نگاهی بیندازید به نشریات و سایت ها معتدل و همه جانبه گر، شما چه فکر می کنید، آیا استقبال مخاطبان و سیر روبه رشد بازدید کننده را نمی بینید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من به عنوان یک جوان و فعال رسانه ای که نیمی از عمر جوانی خود را در رسانه ها سپری کرده ام، سعی در سنگر گرفتن پشت این حزب و آن حزب نداشتم، کوشیده ام واقع نگر باشم و وقایع را بازگو کنم و خود را اسیر محافظه کاری نکرده ام و هیچگاه چشمداشت مادی نداشتم و دیدن جوانان هم سن و سال خودم نشان داد که این جوانان موفق ایرانی که امروز به عنوان جوانان برگزیده معرفی می شوند کمتر به مسایل مالی دل بسته اند و آنچه برای آن می پویند و می کاوند، آمالشان است. به آنچه که ایمان دارند تا سر حد جان پایبندی دارند و برایش اهتمام می ورزند. آنان را باور کنیم و حالت غبار آلود را از فضای رسانه ای کشور بزداییم.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;b&gt;بعد از نگارش:&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;b&gt;در همین خصوص جوابیه سازمان ملی جوانان&amp;nbsp; نسبت به موضع گیری های صورت گرفته&amp;nbsp; را با عنوان &lt;a href="http://khabaronline.ir/news-77914.aspx"&gt;"تمرین کنیم؛ نقد از منظر عدالت" &lt;/a&gt;بخوانید.&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;b&gt;* در این روزها یاد دو&amp;nbsp; نوشته یامین پور عزیز می افتم که در آن روزها بسیار سر و صدا کرد، آن زمان با او چند نشست داشتم که معاشرت آن زمان از نگاه "چند بعدی" و "همه جانبه نگر" او حکایت داشت، امیدوارم همچنان همینطور بماند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;b&gt;و اما این روزها نوشته او با عنوان &lt;a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=22180"&gt;"روزنامه نگاری ایرانی؛ آرمان یا ارتزاق"&lt;/a&gt; بیشتر برایم تداعی می شود.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;b&gt;*همچنین سخنان قائم مقام محترم صدا و سیما&amp;nbsp; با عنوان &lt;a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8904290520"&gt;"انصاف و اخلاق باید سرلوحه کار جوان در رسانه قرار گیرد"&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;b&gt;در جشنواره مذکور حاوی نکات ارزشمندی است، که لازم است رسانه های ایرانی به آن توجه ویژه ای داشته باشند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-7319997566233685909?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7319997566233685909'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7319997566233685909'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='چه کسانی جامعه تک صدایی را بر می تابند؟'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TEn5jm4WaeI/AAAAAAAAAS8/H7R_ZlZbtIk/s72-c/%D8%A8%D8%AE%D8%B4+%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-1201080791520845819</id><published>2010-05-18T21:11:00.012+04:30</published><updated>2010-08-14T02:13:08.520+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آموزش عالی، مدرک گرایی، دانشجویان گذری'/><title type='text'>کارخانه های مدرک سازی و "دانشجویان گذری"</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TGW8YE5I1BI/AAAAAAAAAVU/g5y4I-We4bw/s1600/%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9+%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TGW8YE5I1BI/AAAAAAAAAVU/g5y4I-We4bw/s320/%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9+%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;سالیان درازی است که وضعیت آموزش در کشور ما با چالش ها، کاستی ها و نقاط ضعف بسیاری روبرو است و همچنان وضعیت پرتلاطم و نابسامان بر آن سایه افکنده و سیل انتقادها و ایرادها بر این اوضاع و احوال به سمت متولیان و مجریان آموزش رسمی کشور روانه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آموزش عالی به عنوان یک بخش حساس از آموزش های رسمی کشور از ابتدای انقلاب تا کنون دوران پر افت و خیزی را طی کرده است. طی سال های اخیر دولت زمینه ادامه تحصیل عده بسیاری را به انحای مختلف با برقراری آموزش های نیمه حضوری، غیر حضوری، مجازی و آموزش باز و ... فراهم ساخته است. پس از مدت اجرای سپری شده از این دوره ها و روش ها به علت آنچه در بی برنامگی و نبود ترسیم سیاست و چشم اندازهای واقع بینانه در جذب و تربیت دانشجو در مقاطع آموزش عالی می توان جست، شواهد از وضعیت نه چندان مطلوب و نگران کننده نسبت به ادامه اعمال چنین روش هایی در تربیت و آموزش دانشجویان حکایت دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گسترش رشته های متنوع و مراکز و واحدهای متکثر و جذب وسیع داوطلبان به علت نبود زیرساخت کافی و نیروی متخصص و توانمند موجب شده است مراکز علمی ایجاد شده از فقر علمی و آموزشی رنج ببرند. شاید از نگاه بسیاری از مجریان مراکز و واحدهای آموزشی نوظهور و نوبنیاد در کشور وضع مطلوبی در پاسخگویی به نیاز متقاضیان ادامه تحصیل فراهم شده باشد، اما اگر معتقد به حداقل استانداردهای آموزشی باشیم و خود را ملزم به انجام ماموریت های آموزش عالی برای تحقق اهداف توسعه و چشم انداز نظام بدانیم و اگر قاعده مشخصی برای سنجش میزان نیل به اهداف رایج باشد، در می یابیم که با چنین وضعیتی به دست خویش موجبات افت کیفیت آموزشی و اجرایی و ناکارآمدی نیروی انسانی و سازمانی را پایه ریزی می کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه در دانشگاه ها و خصوصا مراکز آموزشی نوظهور در کشور به دانشجویان آموزش داده می شود آن چیزی نیست که از یک نهاد علمی و آموزشی به نام دانشگاه انتظار می رود. نبود انسجام در برنامه های آموزشی، عدم ارایه محتوای غنی علمی، تدریس نامناسب و گاها بی مسئولانه، حاکم نبودن روح تحقیق و پژوهش در دانشجویان، عدم برگزاری شایسته و بایسته کارگاه ها و نشست های علمی و آموزشی و ... در نهایت مطالبه نمره و مدرک از استاد و دانشگاه اینگونه مراکز و واحدهای آموزشی را به کارخانه مدرک سازی مبدل ساخته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایراد وارده صرفا منحصر به دانشگاه های نوبنیاد نیست که اصولا چنین پدیده ای در تمامی دانشگاه های دولتی و غیر دولتی کشور با شدت و حدت مختلف جاری است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح مدرک گرایی در جامعه چنان رخنه کرده است که موسسات، نهادها و ارگان ها کمتر توجهی به توانمندی ها، آگاهی ها، مهارت ها و تخصص های حرفه ای و غیر آکادمیک ندارند. این در حالی است که در مراکز و موسسات علمی کشور فرد به اخص معنا دانش آموخته نمی شود و تنها با سپری کردن واحدها به طرق مختلف اعم از حضور غیر مستمر، اخذ غیر حضوری، حضور نوبتی دانشجویان، عدم حضور بنابر قدرت و نفوذ اجتماعی و اجرایی و ... موفق به دریافت مدرک می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته دیگر نبود برنامه مشخص مطالعه و پژوهش در میان بسیاری از مدرسان دانشگاهی است که با فزونی گرفتن جذب این دست افراد در مراکز مختلف افرادی به تربیت و آموزش دانشجویان می پردازند که دچار ضعف علمی و نبود دانش کافی در رشته و یا درس مورد تدریس هستند. مدرسی که علی رغم اختلاف رشته و تخصص خود به تدریس دروس غیر مرتبط می پردازد مشخص است که انتظارش از دانشجو چیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه وضعیت آموزش عالی ما به آنجا پیش رفته است که ما شاهد حضور "دانشجویان گذری" در دانشگاه ها و مراکز علمی هستیم. وقتی شرط حاکم در فعالیت های شغلی احراز مدرک دانشگاهی است، افرادی پیدا می شوند که به رشته هایی سرک بکشند که کمترین قابلیت و توانایی و نیز شناخت را از آن رشته ندارند. این تعبیر مصداق دیگری هم دارد همانند "مدیران پروازی"؛ دانشجویی که با هواپیما و در صورت عدم رسیدن وسع مالی با قطار از نقطه ای به نقطه ای دیگر برای کسب مدرک عزیمت می کند، از این دست دانشجویان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشگاهی که جزوه نویسی ملاک علم آموزی آن است و اساتیدی که جز آنچه خود در دانشگاه فرا گرفته اند بیشتر نمی دانند، دانشگاهی که تولید علم نمی کند و اساتیدی که از خود ایده، نظر و دکترین ندارند، به چه می ارزد؟ آیا اینگونه آموزش و فراگیری خارج از دانشگاه هم میسر نیست؟!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: Arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-1201080791520845819?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/1201080791520845819'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/1201080791520845819'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/05/blog-post_18.html' title='کارخانه های مدرک سازی و &quot;دانشجویان گذری&quot;'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TGW8YE5I1BI/AAAAAAAAAVU/g5y4I-We4bw/s72-c/%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9+%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-2281697897212795410</id><published>2010-05-16T23:02:00.015+04:30</published><updated>2010-05-17T12:24:34.655+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بحران های اجتماعی، حجاب و عفاف، آزادی'/><title type='text'>استقرار حجاب و عفاف؛ از ملت جنبه می خواهد، از حکومت انعطاف</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S_A7SRjI2LI/AAAAAAAAANs/1dgKRea-SLo/s1600/Ø&amp;shy;Ø¬Ø§Ø¨+Ùˆ+Ø¹ÙØ§Ù.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5471938732389619890" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 211px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S_A7SRjI2LI/AAAAAAAAANs/1dgKRea-SLo/s320/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8+%D9%88+%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;دهه اخیر، دهه بحران های اجتماعی است. این نکته مهم پیش از این از سوی جامعه شناسان و محققان مسایل اجتماعی بارها گوشزد شده است. با گذشت زمان شاهد هستیم که بزه ها و ناهنجاری های فردی و اجتماعی رو به فزونی می گذارد. می خواهم بدون هیچ موضع گیری سیاسی و بدون هیچ غرض ورزی و یکجانبه گرایی بر نکته مهم و ضروری "بحران ها و معضلات رو به تزاید اجتماعی" و این بار در خصوص حجاب و عفاف با هم مروری مختصر داشته باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معتقدم پاشنه آشیل حکومت اسلامی زدودن عفت و حیا از بستر جامعه آن است و اگر امروز شاهد رفتارهای منزجر کننده اجتماعی و کنار رفتن پرده حیا و آزرم از جامعه خود هستیم نشات گرفته از کوتاهی های بسیار از سوی دستگاه های فرهنگی، آموزشی، مذهبی و اجرایی کشور است و دیگر عدم ایفای مسئولیت تک تک افراد جامعه نسبت به یکدیگر که به طرق مختلف قابل حصول است و در اصل معنا همان امر به معروف و نهی از منکر به نحو مستقیم و یا غیر مستقیم و به انحای روشمند و مبتنی بر قاعده که ما را به نجات و صلاح رهنمون می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر دستگاه های تصمیم ساز، برنامه ریز و مجری و نهادهای پژوهشی و مطالعاتی قوی و توانمند و آینده نگری داشتیم، ناهنجاری ها و عواقب اجتماعی اینگونه دامن گیر جامعه نمی شد که البته هنوز ما را با خود به قعر تباهی و رذالت مطلق نکشانده است و پس چاره ای باید ... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه ما که در جامعه ایرانی زندگی می کنیم شاید به نوعی احساس کرده باشیم سوار بر موج توسعه و تجدد وانگهی به سمت قله پیشرفت و تمدن رهسپاریم. شهد عصاره جامعه جهانی نصیب ملت ما هم شده است و به گونه ای دیگر باید اندیشید، نوع دیگری از کسب و معاش را برگزید و ارتباطات فردی و اجتماعی را گونه ای دیگر سامان داد و ... همه اینها ناشی از بروز دنیای نوینی است که سنت را مثله می کند و مدرنیته را بر تخت می نشاند. آری نوعی توهم ناشی از محوریت انسان بر امور که او را از یاد خدا و هر چه پایبندی به اعتقادات و اصول شرعی، عرفی و اخلاقی است، باز می دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چقدر ما عقبیم! حتی از اصل معرفت. از آنچه دیروز و امروز داعیه آن را داشتیم و داریم یعنی مباهات به مردمی که هماره تاریخ خداجو و معتقد بوده اند. ای کاش که اینگونه می بود! یحتمل پایداری عده ای در مسیر حق را به پای همه آورده ایم. وقتی مغرب زمین پس از همه تبعات مدرنیته بازگشت به سنت ها را می جوید ما آنقدر در لاک خود فرو رفته ایم که در الگو سازی از رفتارهای فرنگی مآب خود نیز به روز نیستیم و به اصطلاح ورژن ها آمده است و ما در ترجمان معرفت و شناخت وامانده و واداده ایم. این منبعث از جامعه ای است که دنبال کسب معرفت و آگاهی نیست و اصولا در خود نیازی نمی بیند که برای خود پاسخگو باشد که من که ام، از کجا آمده ام و آمدنم بهر چه بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه به سمت ناکجا آبادی رهسپار است که اگر حکومت اقدام مقتضی را بعمل نیاورد دار مکافات بحران های روز افزون اجتماعی دامن گیر آن خواهد بود و سلامت از جامعه رخت خواهد بست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا بی حجابی و یا بدحجابی موضوعی است که می توان بدون حساسیت از آن عبور کرد؟ آیا شما خواننده محترم مانند افراد بسیار دیگر فکر می کنید اگر بی حجابی و مناسبات زن و مرد در جامعه آزاد باشد به تدریج این مساله عادی خواهد شد و اینگونه معضلات نیاز به بوق و کرنا و بگیر و ببند ندارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تردیدی نیست که مقید شدن به رعایت آداب و مناسک دینی، اخلاقی و عرفی مبتنی بر شرع مقدس یا قانون ملی نیازمند فرهنگ سازی، درونی شدن و بر محوریت تربیت، پرورش و آموزش است. این موضوع به جا و مهم است با تاکید بر اینکه امر فرهنگی یک روند بطئی و آرام است. می بایست حکومت نقش اساسی در فرهنگ سازی و آموزش رفتارهای اجتماعی و اخلاقی بر اساس موازین دینی و اخلاقی تدوین و اجرا کند. اما گفتیم که این موضوع یک روند بطئی است با این همه معضلات و این سیر رو به تزاید رفتارهای زننده چگونه باید مقابله کرد؟ این هم خود قاعده و اصولی دارد. اینجاست که به موضوع داشتن جنبه عمومی می رسیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عدم رعایت حجاب و عفاف صرفا منحصر به ظاهر و سر و وضع افراد نیست. تمامی رفتار و سکنات یک جامعه دینی می طلبد عفاف را پیش بگیرد چه مرد و چه زن. بنابراین از آنجا که عدم رعایت حدود و موازین به گونه ای در جامعه روبه فزونی گذاشته است که هر فرد سهل انگار و یا خطا کار نقش تبلیغی و ترویجی برای گسترش فحشا و بی اخلاقی را در اجتماع بازی می کند، ناگزیر به ورود رفتارها و برنامه های بازدارنده برای حفظ سلامت و امنیت جامعه هستیم. همانطور که تاکید کردم این رفتارها باید قاعده مند باشد، با قوه قهریه و خشونت نمی توان کسی را به صراه مستقیم هدایت کرد که البته این یک موضوع شخصی است، آن فرد و یا افراد میل خودشان است که راه و مسلک خود را برگزینند اما نباید عقاید باطل و رفتارهای انحرافی خود را به تمام جامعه تعمیم دهند و قطعا مجاز نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی تصور می کنند با رها سازی، این قبیل مسایل به تدریج برای جامعه عادی می شود. عوام از این حرف های بی سر و ته زیاد می زنند که قطعا ملاک و مبنای جامعه شناختی ندارد. این موضوع مردود است زیرا نخست اینکه تا این به تدریج عادی شدن سیر خود را طی کند چیزی از قداست این جامعه باقی نخواهد ماند. کافیست در این دیزی باز بماند که ایرانی جماعت متشرع، قانونمدار طوری حیای خود را به رخ عالمیان بکشاند که حیثیت تمام تمدن داشته و نداشته خود را خرج آن کند باز هم نتواند آب رفته را به جوی باز گرداند. رفتار مسبوق ما چقدر هم نشان می دهد اهل رعایت و اعتدال هستیم ! وقتی قوه شهوت پادشاه اقلیم انسان شد این عقل است که به زوال می رسد و قطعا رهاورد بپیشرفت نسبی مغرب زمینیان ناشی از بی بند و باری نیست که عامل موفقیت آنان عقلانیتی است که بر جامعه ارزشی آن حاکم است. این تصور که غرب در مستی و ولنگاری به پیشرفت رسیده، تلقی عده ای کوته نظر است که از اصل معرفت شناسی مهجورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دومین نکته مهم این است که قاطبه افراد جامعه ما را مسلمانان اهل تشیع پوشش می دهند. جامعه ای که دغدغه زندگی دینی و توجه به آموزه های اسلامی و اعتقادی در آن ریشه دوانیده، لذا نمی توانیم این جامعه را با جوامعی چون لبنان، چین، هند و ... و کشورهای اروپایی و آمریکا مقایسه کنیم. تعدد آیین ها و مکاتب و یا چند پارگی فرهنگی و ملیتی در این جامعه وجود ندارد که هر کس بخواهد ساز خود را بنوازد چرا که بخش عظیمی از جامعه به یک اصل و معنا آن هم جامعه اسلامی و مذهب تشیع اعتقاد دارند و لذا ضرورت دارد بر اعتقادات خود استوار و پایبند باشند و نگذارند عده ای جوان و نا آگاه و یا عده ای نادان و مغرض کرامت و منزلت انسانی آحاد جامعه را به یغما ببرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عده ای اقلیت دینی در جامعه ما زندگی می کنند که به حق همواره به قانون و ضوابط حاکم بر جامعه احترام نهاده اند. اصل در این موارد هم احترام گذاشتن به معیارها و ملاک های مصرح قانون و حاکمیت است چرا که همه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که موظف به رعایت حدود و ثغور آن هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی عده ای آزادی را با بی بند و باری، ولنگاری و بی قید و بندی اشتباه می گیرند، لازم است توجیه و متنبه بشوند که آزادی یعنی تبعیت از قانون، شناخت حدود خود و رعایت حریم ها. انسان وقتی آزاد است که به حقوق دیگری تجاوز نکند، امنیت و سلامت جامعه را تباه نسازد، به راستی که آزادی جنبه می خواهد ... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-2281697897212795410?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/2281697897212795410'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/2281697897212795410'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/05/blog-post_16.html' title='استقرار حجاب و عفاف؛ از ملت جنبه می خواهد، از حکومت انعطاف'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S_A7SRjI2LI/AAAAAAAAANs/1dgKRea-SLo/s72-c/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8+%D9%88+%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-8483220695468009958</id><published>2010-05-07T20:55:00.023+04:30</published><updated>2010-05-22T11:41:20.310+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علوم انسانی، تکنولوژی، نحولات بشری'/><title type='text'>اهمیت علوم انسانی را دریابیم</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S-RFq8at7YI/AAAAAAAAALc/nsfTKmvca5Q/s1600/%C3%98%C2%AC%C3%98%C2%A7%C3%99%E2%80%A6%C3%98%C2%B9%C3%99%E2%80%A1.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5468572451609636226" style="display: block; margin: 0px auto 10px; width: 320px; height: 226px; text-align: center;" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S-RFq8at7YI/AAAAAAAAALc/nsfTKmvca5Q/s320/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;مسامحه و کوتاهی نسبت به علوم انسانی نقطه آغاز زوال یک جامعه است. اجحافی که از چندین سال گذشته تا کنون در حق علوم انسانی می شود برای هر اهل علم و اندیشه سخت دردناک است. به همین میزان بهای غیر متعارف و در حد افراطی که به سایر رشته ها داده شده است نیز کفه ترازو را به ضرر علوم انسانی تنظیم کرده است. بدون هیچ شک و شبهه ای باید گفت علوم انسانی بستر ساز تعالی، رشد و پیشرفت یک جامعه است و برای آنکه بتوان به درستی نظام حاکم بر جامعه را تعریف و مهندسی کرد و با برنامه ریزی زمینه بقا و پویایی آن را رقم زد محتاج به علوم انسانی هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به خوبی از معنای لغوی علوم انسانی می توان دریافت که این گستره علوم برای شناخت انسان، در خدمت انسان و فراهم ساختن شرایط مطلوب بهره مندی از یک به زیست شایسته انسانی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تاکید بر اهمیت هر شاخه علمی برای جامعه انسانی باید گفت که تمامی علوم به نوعی مرهون و وامدار علوم انسانی هستند زیرا که فرهنگ به عنوان بخش انسان ساخت محیط زیست پدیده ای انسان شناختی است که نیاز و ضرورت هر تحول را رقم زده و بشر را به آفرینش های بدیع منتهی می سازد و سرانجام اینکه او از این ثمرات ذینفع شود و چگونگی به کار گیری آنها را نیز بیاموزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بارها شنیده اید که یک تکنولوژی وارد بطن جامعه شده است اما فرهنگ استفاده از آن جا نیفتاده است. در واقع در بدو امر فرآیند آفرینش و همه گیر شدن چنین پدیده ای شکل نگرفته است. در این چنین جامعه ای نیاز بستر ساز آفرینش نبوده است و روند بروز و ثبوت آن هم به طور منطقی طی نشده است تا فرهنگ بهره مندی آمیخته با خلقیات و ویژگی های بومی، زایش طبیعی به خود بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تمامی جوامع فعالان و متخصصان علوم انسانی در سوق دادن جامعه به سمت بروز رفتارهای اجتماعی و انسانی نقشی وصف ناشدنی دارند چه در جامعه ای که مبدع و تولید کننده است و چه در جامعه ای که مصرف کننده. در لایه به لایه اجتماع نیازمند حضور متخصصان علوم انسانی هستیم و هرگز مباد افرادی که از سر جهل و نفهمی به انکار و تخریب آن همت گمارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;علوم انسانی مقتضیات خاص خود را دارد. همانطور که از معنای این علوم بر می آید سرو کار آن با انسان است و انسان نیز در هر منطقه و مختصیات جغرافیایی متفاوت با دیگر نقاط است. از این رو نمی توان نسخه واحدی برای تمام بشریت پیچید مگر در اشتراکات و اصل انسان بودن اما با توجه روحیات، خلق و خو، آداب و رسوم و سایر ویژگی های بومی یکسری فاکتورها وارد شده و در مناسبات انسانی، مطالعات فرهنگی و جامعه شناختی مدنظر قرار می گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابراین صرف اینکه علوم انسانی محصول غرب است و یا هر چیز دیگر دلیل نمی شود که این علوم را تخطئه کرد و اهمیت یک حوزه وسیع دانش را که شالوده تحولات بشری بر آن استوار است، نادیده انگاشت. مطلوب آن است برای بالندگی و کسب اقتدار در تمامی صحنه ها و عرصه ها با پذیرش اشتراکات و با همت و تلاش مضاعف همراه با مطالعات بومی برای تدوین شاخص های انسانی ملی و میهنی دست به کار شویم و به جای آنکه بر تاریکی لعنت بفرستیم شمعی روشن کنیم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-8483220695468009958?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/8483220695468009958'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/8483220695468009958'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='اهمیت علوم انسانی را دریابیم'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S-RFq8at7YI/AAAAAAAAALc/nsfTKmvca5Q/s72-c/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-7287585968874167189</id><published>2010-02-26T17:51:00.018+03:30</published><updated>2010-06-02T00:55:15.683+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='قدرت عقل، حق حیات، زندگی اجتماعی'/><title type='text'>این یک درد مشترک جهانی است</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVslSNP-DI/AAAAAAAAAO0/O8vBP2FSLWI/s1600/%D8%AF%D8%B1%D8%AF+%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9+%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 155px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVslSNP-DI/AAAAAAAAAO0/O8vBP2FSLWI/s320/%D8%AF%D8%B1%D8%AF+%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9+%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5477903909564446770" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;انسان ها به عنوان اشرف موجودات در هستی مطرح هستند و به حکم قدرت عقل و منطق خود متمایز از همه مخلوقات به حساب می آیند. با این حال جامعه انسانی نسبت به زندگی سایر موجودات با کاستی ها و نابهنجاری های بسیاری مواجه است که اگر کمی در این نکته تامل شود شاید هیچ انسانی هیچگاه به قدرت و امتیازاتی که دارد، نتواند غره شود. البته با اذعان به اینکه انسان به همه دانسته ها و معرفت خود پایبند نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انسانی که حیات خود را با عشق، مودت، دوستی و محبت توجیه می کند، اگر فرصت بیابد و منافع خود را در تهدید و ضعف ببیند، جا خالی می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای ایجاد یک زندگی اجتماعی مطلوب قانون وضع می کند و حد و حقوقی برای خود و همگان تعریف می کند، اما سر بزنگاه، خود را مستثنی می داند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از حقوق بشر، مسالمت و مدارا سخن می راند، اما در هنگامه توان چیرگی بی درنگ با جنگ و خشونت امان از همنوع ربوده، همه را به خاک و خون می کشد و ... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری این جلوه ای از زندگی جمعی ما انسان هاست که لااقل برای رهایی از جور یکدیگر و کسب فرصتی برای بیشتر نفس کشیدن و زنده ماندن از بهر اینکه مبادا منافع و موقعیت را از کف بدهیم از سر تظاهر اهل رعایت می شویم - و چه کم اند آنان که بهره مند از محاسن اخلاق اند و چه کمتر آنان که متخلق به مکارم اخلاقی - ادیان آسمانی را که ما را به درک زندگی و توازن و تعادل دعوت می کند، اعتقاد صرفا شخصی دانسته، به جای آن انواع مانیفست ها و پروتکل های حقوقی و دفاعی وضع می کنیم و البته در جای خود همه را نادیده انگاشته به پیمان های خود ساخته هم پایبند نیستیم و حریم فردی و ملی یکدیگر را نقض می کنیم. دین را قبول نمی کنیم و با مسامحه از اصول و قوانین بین المللی می گذریم تا به خیال خود به سعادت برسیم، با استیلای بر یکدیگر و پایمال کردن آمال و خواسته های هم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این یک درد مشترک جهانی است، برآمده از عوارضی که هم دولت ها دچار آنند و هم ملت ها، افراد، اقوام و طوایف. گویی خوی حیوانیت همچنان در انسان باقی است، چه بسا شدیدتر و خطرناک تر. یک حیوان هنگامی که سیر می شود به حق دیگری تجاوز نمی کند، اما یک انسان علی رغم بی نیازی می کوشد دیگری را حتی از حق حیات ساقط کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وفاق و همگرایی لازمه حیات اجتماعی سالم و پویاست و هرجا اندکی، همراهی و همکاری انسان دوستانه ظاهر شده است، رشد، تعالی و پیشرفت هم نمایان شده است، با این حال داستان خیر و شر تمامی ندارد و هر جا اندک امیدی به بالندگی و استحکام ارزش ها می رود، خصومت و قدرت طلبی، خوی درندگی را در بشر آشکار ساخته و انواع شرارت ها برای سلب امنیت و آرامش برای آنچه برای نیل به زیاده خواهی و تحقق کاستی ها و عقده هاست، سر برمی آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایمان اوج صفات ارزشی است که انسان می توان بدان مزین باشد و قطعا اخلاق میوه درخت ایمان است و بسیار ثمرات ارزشمند دیگر که بسیاری از آن غافل هستند. ما اگر دم از اخلاق می زنیم، بی ایمان همان می شود که اشاره شد، سر بزنگاه از وظایف و اخلاق شانه خالی می کنیم. ولی اگر انسان همواره خدا را ناظر و شاهد اعمال خود بداند و به اعتقادات و اصول مصرح دینی خود پایبند باشد آنگاه این نمی شود که تنها بر حسب مصلحت گرد هم جمع شوند و از سر اجبار، ترس و یا تهدید با هم مدارا کنند. در چنین جامعه ای عقل و شرع دست در دست هم انسان را به تکامل و سلامت رهنمون می شود تا تنها در این تکاپو نباشد که سود و زیان اش کجا تامین می شود تا آنجا را معمور سازد و یا تخریب.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-7287585968874167189?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7287585968874167189'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7287585968874167189'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='این یک درد مشترک جهانی است'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVslSNP-DI/AAAAAAAAAO0/O8vBP2FSLWI/s72-c/%D8%AF%D8%B1%D8%AF+%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9+%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-3084515591556133441</id><published>2009-12-25T15:11:00.007+03:30</published><updated>2010-06-02T00:58:36.442+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ازدواج موقت، روابط نامشروع، قانون'/><title type='text'>شریک ساعتی؛ همراهی تا بن بست!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVtYc0vDYI/AAAAAAAAAPE/P4_aB5q4mbs/s1600/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9+%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 202px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVtYc0vDYI/AAAAAAAAAPE/P4_aB5q4mbs/s320/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9+%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5477904788587744642" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;همیشه تصمیم گیری های بدون تدبیر و مطالعه، اثرات بسیار مخربی را بر جا می گذارند و مسایل اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند بلکه بسیار حساس تر و سرنوشت ساز می باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگامی که برای تصویب قوانین و نحوه اجرای دستورات و احکام، مطالعه و بررسی برای حصول شناخت وجود نداشته باشد، ضمن اینکه تمامی توان و امکانات تلف می شود و نتیجه مطلوب نیز حاصل نمی شود، تبعات جبران ناپذیر و سهمگینی نیز دامنگیر جامعه می شود. معمولا در این هنگام است که کسی را برای پاسخگویی و مواخذه نمی توان پیدا کرد. آنان که اساس و بنای کژروی اجتماعی را رقم زده اند یا در مسند امور نیستند و یا با اقدام و طراحی بدون ماهیت و مجری، طوری عمل کرده اند که نتوان مسئولیت و قصور را متوجه کسی ساخت. در چنین وضعی شاید بتوان گفت همه قانونگذاران، همه مجریان، همه صاحب نظران و کارشناسان و حتی همه مردم مقصرند که اجازه دادند عده ای چنین بی پروا با بی اطلاعی و سهل انگاری تیشه به ریشه سلامت جامعه بزنند. قانونی کردن ازدواج موقت هم از این سنخ امور است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طی سالیان گذشته همواره یکی از آسیب های جدی در جامعه ما طلاق و ناسازگاری خانوادگی بوده است. با وضعی که از هر چهار ازدواج در پایتخت یک مورد به طلاق منجر می شود و در حالتی که بسیاری از همسران نسبت به هم اطمینان کافی ندارند با قانونی و رسمی ساختن ازدواج موقت چگونه می خواهیم نسبت به ترمیم و رفع مشکلات و ناهنجاری های موجود اقدام کنیم و اساسا بدین شکل بر حس بی اعتمادی و ناسازگاری روز افزون در خانواده ها دامن زده می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه کسانی سیاستگزار، برنامه ریز و قانونگذار هستند که اینگونه بی محابا امنیت اجتماعی را به مخاطره می افکنند؟ آیا اینان برای تدوین و تقنیین قانون از مشورت و همفکری با متخصصان امر، جامعه شناسان، روانشناسان و حقوقدانان بهره کافی می برند؟ آیا اینان اندیشیده اند که چه افرادی از قانونی ساختن ازدواج موقت خرسند و مشعوف می شوند و چه افرادی خسران و مغمون؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسفبار این است که لایحه حمایت از نظام خانواده با تصریح در چند همسری و ازدواج موقت تبدیل شده است به لایحه ضد نظام خانواده. قانونی کردن ازدواج موقت گسترش نوعی بی بند و باری است. در این قانون آورده شده است که بعد از تولد طفل زوجین نسبت به ثبت ازدواج اقدام کنند! عجب، آیا اطلاع از تولد طفل به سادگی بعد از اتمام شراکت امکان پذیر است؟ تبدیل شدن ازدواج موقت به یک روال اثبات این موضوع را به کجا می کشاند؟ همه هم که به قانون و کلیات پایبند نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ازدواج موقت وجهه شرعی دارد، درست است و قابل منع شدن هم نیست. از لحاظ شرعی هیچ مشکلی ندارد که در جای خود شایسته است در صورتی که روند طبیعی خود را در جامعه داشته باشد، خوب مسلما آنان که تمایل دارند بنابر ضرورت و احتیاط نسبت به آن اقدام می کنند اما تجویز و ترویج آن نه تنها موجب رفع معضلات نمی شود که با قانونی جلوه دادن آن راه برای گسترش، تزاید و افراط در ارتباطات جنسی به اصطلاح محرمانه گشوده می شود و در واقع سوال این است در این استیلا و بهره جویی قربانی کدام جنس است؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این قانون به ظاهر برای از میان بردن سوء استفاده از ازدواج موقت طرح و تصویب شده است اما با این عمل راه برای سودجویی قانونمند هموار شده است. کوچکترین اثر منفی این اقدام ناسنجیده، تهدید سلامت خانواده و در نتیجه سلامت جامعه است چون سلامت خانواده است که ضامن سلامت جامعه است و با وجود چنین پدر و مادری که شراکت ساعتی را برگزیده اند میراث کودک در کمترین حالت بی مسئولیتی و بی تفاوتی و در بدترین حالت تصویری از خیانت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی درس گرفتن از آسیب های به جا مانده از دوران صنعتی در جوامع غربی را سرلوحه قرار نمی دهیم که چگونه بنیان خانواده را ویران ساخت جا پای ننگین آنان می گذاریم و البته با روش های به ظاهر پسندیده، شرعی و قانونی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با استناد به کدام مطالعه و پژوهش به این نتیجه رسیده اید که ازدواج موقت راهکاری برای کاهش جرایم جنسی است؟ آیا بهترین راهکار است یا سهل الوصول ترین راه حل؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشکلات ازدواج موقت با این قانون و بدون آن یکی است و آنکه مسئولیت ناپذیر است در دو حالت می تواند از بار مسئولیت شانه خالی کند، پس اساسا گسترش این موضوع و حتی تجویز آن در میان دانش اموزان بیانگر موضوع دیگری است ... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اظهار نظر برخی مسئولان آمده است که باید روابط نامشروع را ساماندهی کنیم. این یعنی چه؟ آیا هدف از قانونی شدن ازدواج موقت رسیدن به این مقصود است؟ لازم است مسئولان بدانند این ازدواج موقت نیست که قبح دارد بلکه سودجویی عده ای مریض النفس است که قبیح است و اینکه می گویید ازدواج موقت در نظر بسیاری زیاده خواهی است، پس اگر نیست، چه هست؟ آیا افراد بسیاری نیستند که از این طریق بنای نهاد خانواده را بر هم خواهند ریخت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با گسترش ازدواج موقت، روابط نامشروع سرو سامان نمی گیرد که هیچ اساس جامعه باز و غیر قابل کنترل نهادینه خواهد شد، روابط نامشروع به روال خود باقی خواهد ماند و تنها این نهاد خانواده و زنان و دختران هستند که قربانی امیال سیری ناپذیر عده ای سودجو می شوند و کوتاه سخن اینکه همراهی با این قانون راهی است که به بن بست می رسد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-3084515591556133441?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3084515591556133441'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3084515591556133441'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/12/blog-post_4558.html' title='شریک ساعتی؛ همراهی تا بن بست!'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVtYc0vDYI/AAAAAAAAAPE/P4_aB5q4mbs/s72-c/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9+%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-7528624147882258279</id><published>2009-12-24T14:59:00.015+03:30</published><updated>2010-05-09T21:46:54.981+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جوان ایرانی، آینده، دانشگاه، اشتغال'/><title type='text'>جوان ایرانی و چشم انداز آینده</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4liC2o58QI/AAAAAAAAAIc/pLCKlFWB_9I/s1600-h/Ú†Ø´Ù…+Ø§Ù†Ø¯Ø§Ø²+Ø¢ÛŒÙ†Ø¯Ù‡.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5442989425820299522" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 232px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4liC2o58QI/AAAAAAAAAIc/pLCKlFWB_9I/s320/%DA%86%D8%B4%D9%85+%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2+%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;در واکاوی مشکلات و معضلات اجتماعی، ریشه یابی و یافتن علل و عوامل اصلی و جنبی از ضروریات محسوب می شود. محاسبات و تامل بر آنچه مسایل اجتماعی ایران مبتلابه آن است نشانگر این است که ادامه چنین وضعیتی ما را در دهه آینده با وضعیتی هشدار دهنده و حتی بحرانی مواجه می سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گسترده ساختن جذب دانشجو در سیستم آموزش عالی با طرح هایی چون فراگیر، غیرحضوری و نیمه حضوری نه تنها مشکل تخصصی شدن و کیفیت و بهره وری در جامعه و سازمان را بهبود نمی بخشد، بلکه منجر به فعالیت افراد متخصص در حوزه های غیر تخصصی می شود، سطح مطالبات فردی و اجتماعی را بالا می برد و مهم تر آنکه دولت در این خصوص نمی تواند به نحو شایسته پاسخگو باشد، چون چنین اقداماتی برای گسترده ساختن بدنه آموزش عالی نیازمند برنامه ریزی و مهندسی است اما متاسفانه کمتر می توان آن را در متصدیان امر مشاهده کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رشد دو سه برابری پذیرش دانشجو بدون برنامه و ترسیم چشم انداز برای آینده شغلی به جای آنکه موجب ایجاد فرصت شود منجر به تهدید می شود و این افراد پس از تحصیلات عالی خواستار ورود به بازار کار و اشتغال می شوند و در صورت تامین نشدن نیازشان با اعتراض های اجتماعی و بیماری های روحی و روانی مخاطرات فراوانی را برای جامعه به وجود می آورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اختصاص سهمیه 20 درصدی به متاهلین برای ورود به تحصیلات تکمیلی جز کاهش کیفیت آموزش عالی ثمره دیگری نمی تواند داشته باشد. هم اکنون نیمی از بیکاران جامعه را افراد تحصیل کرده تشکیل می دهند. نبود شغل منجر به کاهش آمار ازدواج در جامعه می شود نه اینکه با اختصاص سهمیه دانشگاهی به افراد متاهل بتوان موجب رشد ازدواج و گرایش و تشویق جوانان را سبب شد زیرا که در اساس نبود شغل و نداشتن چشم اندازی روشن عامل بسیاری از معضلات اجتماعی و تنگناهای حاصل شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروزه بسیاری از جوانان ایرانی زیر چتر اقتصادی پدر و مادر خود بسر می برند و بدین نحو بلوغ فکری و اجتماعی آنان نیز آنچنان که باید تکامل نمی یابد. استقلال فردی جوان موضوعی متناقض با روش معیشتی اوست و این همه از تبعات عدم برنامه ریزی و تصمیم گیری مسئولانه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نداشتن شغل و یا نبود تناسب میان شغل و تحصیل موضوعی است که بسیاری از جوانان تحصیل کرده ایرانی دچار آن هستند. تنگناهای ناشی از نبود شغل منجر به تن دادن به کارهای غیر تخصصی و حتی سطحی و به دور از شان انسانی و یا مهاجرت استعدادهای ایرانی به سایر کشورها شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتظار بسیاری از مسئولان از جوان تحصیل کرده برای انجام شغل به مانند یک فرد بی سواد انتظاری تاسف بار است. نباید تامین معاش منجر به انجام هر شغلی شود متاسفانه این موضوع برای عمده متصدیان امر جا نیفتاده و یا کم اهمیت است چرا که اگر اینطور نبود رشد شتابان پذیرش دانشجو با روش های گوناگون بدون برنامه ریزی مدون و نهایی شده و اصولا همراه با آزمون و خطا در دانشگاه های نوبنیاد ایجاد نمی شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چهار پنج سال اخیر پذیرش دانشجو در مقاطع عالی تا سه برابر رشد داشته است و میزان کارکنان دولت در مقایسه با قبل از انقلاب از 849 هزار نفر به دو میلیون نفر رسیده است. کمرنگ بودن فعالیت و جذب ناهمگون واحدهای خصوصی مزید علت نبود فرصت کافی و آتیه روشن برای فارغ التحصیلان دانشگاهی به شمار می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر موارد فوق روند فرهنگی جامعه ایرانی، سخنرانی ها و مطالبات مسئولان و برنامه های رسانه ها سطح انتظارات و زندگی مطلوب جوان ایرانی را تغییر داده است و وضع موجود با وضع مطلوب تناقضات آشکاری دارد که در حرف و عمل با هم نمی خواند. رهاورد چنین جامعه ای چه می تواند باشد؟ پس غفلت، کم کاری و بی برنامه گی تهدیدی پر واهمه است، باید هوشیار بود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-7528624147882258279?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7528624147882258279'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7528624147882258279'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='جوان ایرانی و چشم انداز آینده'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4liC2o58QI/AAAAAAAAAIc/pLCKlFWB_9I/s72-c/%DA%86%D8%B4%D9%85+%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2+%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-3923394331539760228</id><published>2009-11-10T14:56:00.016+03:30</published><updated>2010-06-02T01:01:36.322+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دورویی، ارتزاق، آزاد اندیشی'/><title type='text'>بقای هوشمندانه؛ آنگاه که دورویی ابزار ارتزاق می شود</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVuFLY7obI/AAAAAAAAAPM/gaYHHV1gQsg/s1600/%D8%AF%D9%88+%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C.bmp"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 222px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVuFLY7obI/AAAAAAAAAPM/gaYHHV1gQsg/s320/%D8%AF%D9%88+%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C.bmp" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5477905557001839026" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;در جامعه ما افراد بسیاری هستند که نان رفتار دوگانه خود را می خورند و از آن جهت که تفکر اصلی خود را عیان نمی کنند دست به محافظه کاری می زنند و از این روش و مسلک، خود نیز خرسندند زیرا که بهترین شیوه ارتزاق در جامعه ای که حامیان یک جریان را تنها افراد صالح برای رشد و ارتقا می داند، چنین به نظر می آید. موضوعی که شاید توجیه خوبی برای این کار نباشد اما برای این قشر دلیل مسجلی است برای بقای هوشمندانه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه مردم و نیز دولتمردان ما به سمتی رفته اند که هر کس جز بینش و تفکر آنان بیندیشد و نظر دهد مورد غضب واقع می شود. با او رفتار قهری صورت می پذیرد و یا اینکه به هر نسبتی از امکانات طبیعی و مسلم شهروندی و اجتماعی محروم می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قدرت استدلال و تحلیل موهبت بزرگی است اما اسفبار مغلطه آفرینی هایی است که بسیاری را فریب خورده عده ای متنفذ می سازد. برخی اقشار مردمی و خصوصا عده ای از جوانان که امروزه تحت تاثیر اقناع درون و یا بیشتر در ردگیری سلوک هم کیشان و عشیره پیروی از یک جریان یا خط فکری را دنبال می کنند به طور عمده احساسات بر آنان غلبه کرده و کمتر قدرت ادراک و تامل را برای شناخت مسیر و رفتار خود به کار می گیرند و این برای رشد و تعالی انسان در جامعه ما یک مانع بزرگ محسوب می شود زیرا که شور جوانی را با شعور همراه نمی سازند و افزون بر اینان برخی اهل سن و سال هم از سر بی خردی و جهل، بسیاری از بزرگان، احکام و سیاست ها را به باد سخره و مضحکه می گیرند. چنین جامعه ای از آن جهت که با اندیشه و فهم پیش نمی رود و سوار بر امواج احساسات است در هر دوره ای صید گروه و دسته ای می شود که به خوبی واردند چگونه در این اوضاع موج سواری کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیاری از مردم ایران زمین خود را منتقد و ظاهرا روشن بین به حساب می آورند، اما از متخلق بودن به رفتاری انسان دوستانه، آزاد اندیشی و کار و فعالیت بدون چشم داشت برای رضایت خلق و خالق بی نصیبند. از این رو مدعیان بی شماری را می توان یافت که خود را در شمایل انسان فکور و اندیشمند بزک کرده تا با مباهات از قافله دایره آگاهان و فرهیختگان نمادین به دور نمانند. اینان در وقوع این وهم، سخت اندیشناک منافع خود هستند که در قالب به اصطلاح هنر و ادب جلوه گر می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی هیچ درنگی اشاره می کنم به کسانی که در عین ادعای بی توقعی و خدمت به خلق آویزان این و آن خریدار رانت هستند. رانت اعم از اطلاعات، موقعیت، سهمیه و فرصت های بی شمار تنها از بهره نوع تفکر و عربده کشی های وقت و بی وقت. ارتقا و رشد این دست از افراد تضمین شده است و در اطراف و اکناف همه ما برای مثال نمونه های بسیاری در دسترس است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی اعتمادی دامن گیر چنین جامعه ای است. اجماع نظر وجود ندارد و هر کس ساز خود را می نوازد. ناامنی و بحران در کمین است و آرامش و آسودگی نیست که تفکر و اندیشه ای بروید. همگان محصور ارتزاقند و آنچه آنان را به این فکر وا می دارد همین امکان معاش است و ترس از بریده شدن نان.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;درنهایت اینکه دورویی و نفاق محصول عارضه جهل و احتیاط است. وقتی کمتر کسی خود را آنگونه که هست می نمایاند نتیجه ذبح شدن کرامت و به مسلخ بردن انسانیت است. از دین چیزی بیش از ابزار تلقی نمی شود، همگان سکوی پرش متنفذان هستند و دغدغه ها کسب جاه، مقام و منفعت های فردی و طایفه ای است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-3923394331539760228?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3923394331539760228'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3923394331539760228'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/11/blog-post_10.html' title='بقای هوشمندانه؛ آنگاه که دورویی ابزار ارتزاق می شود'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVuFLY7obI/AAAAAAAAAPM/gaYHHV1gQsg/s72-c/%D8%AF%D9%88+%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C.bmp' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-5490587745038165030</id><published>2009-11-05T18:57:00.025+03:30</published><updated>2010-06-23T00:00:33.395+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رسانه ها، دختران، ازدواج'/><title type='text'>ببخشید، اولویت اول شما ازدواج نیست!</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4ljZVwDI0I/AAAAAAAAAI0/vCOAykcFeRE/s1600-h/Ø¯Ø®ØªØ±Ø§Ù†.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5442990911640511298" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 215px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4ljZVwDI0I/AAAAAAAAAI0/vCOAykcFeRE/s320/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;ازخاصیت رسانه ها این است که می توانند رفتار مخاطبان را مطابق میل خودشان درآورند. مصداق این ویژگی برنامه های متعددی است که روزانه از رسانه های مختلف داخلی و خارجی می بینیم و می شنویم که جملگی با چیدمانی هدایت شده می کوشند به گونه ای به مخاطب تلقین کنند که پیام ارایه شده از سوی آنان با باور بینندگان و شنوندگان مطابقت دارد و بدین شکل پس از دست کاری افکار به تحکیم اندیشه ها و عقاید مردم مبادرت می ورزند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید این نظریه رسانه ای به خودی خود ایرادی نداشته باشد اما وقتی دستاویز قدرتمندان برای تحمیل خواسته های خود به جامعه می شود جنبه مخاطره آمیز به خود می گیرد زیرا که با برجسته شدن یکسری از مسایل مخاطب تصور می کند به راستی واقعیت چنین است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک گزارش تلویزیونی که سعی داشت از نگاه خود و با پرسش از تعدادی دختر جوان و ابراز عقیده چند کارشناس به بررسی مشکلات و خواسته های دختران بپردازد من را واداشت با تامل بر این گزارش پخش شده نکاتی را در خصوص چگونگی واکاوی مشکلات اجتماعی و نوع اطلاع رسانی های مرسوم طرح کنم هر چند معتقدم اطلاع رسانی از مشکلات جامعه ضرورتی کتمان ناپذیر است و تاکید می کنم برنامه سازان ما باید دقت بسیار داشته باشند که حتی سهوا موجب اشتباه در شناخت نیازها و یا وهم جامعه نشوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شایان توجه است که یک گزارش محدود در چند دقیقه نمی تواند تمامی مطالبات و دغدغه های این بخش از جامعه را پوشش دهد. از منظرهای مختلف می توان دغدغه ها و خواسته های دختران جامعه را سنجید. دختران شهری، روستایی، دانشجو، شاغل، بی کار و ... طبیعتا هر کدام بنابر نوع زندگی و سطح تفکر خود خواسته های مختلف با معیارها و اولویت های متفاوت را دارند و قاعدتا نمی توان برای همه اینان نسخه واحد پیچید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این گزارش می کوشید جنبه تحقیقی به خود بگیرد بدون اشاره به هیچ آمار رسمی یا غیر رسمی. مصاحبه با چند دختر که خواسته هایشان چیست؟ یکی گفت: امکانات و سالن های ورزشی، دیگری گفت: اشتغال و گفت و گو با چند کارشناس و جمع بندی اینکه مطالبات دختران دو فصل دارد، فصل اول اشتغال و فصل دوم ازدواج. البته در گزارش کسی نگفت خواسته اش ازدواج است و قاعدتا حیا و آزرم یک دختر ایرانی به او اجازه نمی دهد به صراحت جلوی دوربین تلویزیون بگوید خواسته و مطالبه اول او ازدواج است. بدین نحو گزارشگر به این نتیجه می رسد که مطابق پژوهش ها(!) اولویت اول دختران ایرانی ازدواج نیست و این خلاف گفته های مسئولان است که ازدواج را جزء دغدغه های اساسی دختران می دانند. برای تکمیل این بخش از جمع بندی گزارشگر، یکی از کارشناسان با بیان تصدیق مطالعات پژوهشی این گفته را تایید می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید دانست که صرفا بر پایه یک گزارش تلویزیونی و مصاحبه با افرادی معدود بدون ملاک های گزینش جامعه آماری و پژوهش روشمند نمی توان بدین شکل اظهار نظر کرد و کلی گویی داروی حل مشکلات اجتماعی ما نیست. مخاطب فعال انتظار دارد وقتی کارشناس به مطالعات پژوهشی اشاره می کند تا حدودی به شرح آن نیز بپردازد، اصولا استناد سطح پذیرش را بالا می برد ضمن آنکه عمده مخاطبان این انتظار را ندارند و به گفته شخص کارشناس بسنده کرده و آن را می پذیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر شرایط و زمینه های زندگی مشترک برای جوانان فراهم شود بنابر فطرت انسانی هر دختر و پسری بی علاقه و یا مخالف با ازدواج نیست بلکه در گیر و دار مشکلات اجتماعی و اقتصادی موجود در جامعه جوان ایرانی مجبور است که نتواند در آن واحد ازدواج کند، درس بخواند و تامین معاش داشته باشد. او ناگزیر است خود را با اموری که زمینه ساز پیشرفت های آتی وی می شود، سرگرم کند. چه بسا طولانی شدن دوران تحصیل و ناتوانی در پیدا کردن شغلی مناسب فرصت های طلایی زندگی را از او دریغ دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس با چنین توصیفی اگر مسئولان رسانه ملی و دولتمردان نمی توانند پاسخگوی مطالبات خیل عظیمی از جوانان ایرانی شوند بهتر است به جای آنکه به آنان بباورانند که خواسته و اولیت اول آنان ازدواج نیست چون همسالان و همالان او هم این چنین فکر می کنند و بخشی از مسئولیت ها را از دوش خود بردارند به تببین نیازهای واقعی مخاطبان روی آورند و با ارایه راهکارهای موثر به هم مدد رسانده و جامعه را از مخاطرات و آسیب های ناشی از عدم پذیرش نیازهای واقعی آن برهانند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-5490587745038165030?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/5490587745038165030'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/5490587745038165030'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='ببخشید، اولویت اول شما ازدواج نیست!'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4ljZVwDI0I/AAAAAAAAAI0/vCOAykcFeRE/s72-c/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-177760741384040702</id><published>2009-10-30T00:10:00.004+03:30</published><updated>2010-02-27T22:26:15.440+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پنهان کاری، معضلات رفتاری، زیست انسانی'/><title type='text'>ما بهترین نیستیم، شک نکنید!</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4lkHXbzXkI/AAAAAAAAAJM/MyGnSlCjS7U/s1600-h/Ù¾Ù†Ù‡Ø§Ù†+Ú©Ø§Ø±ÛŒ.gif"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5442991702366445122" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 260px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4lkHXbzXkI/AAAAAAAAAJM/MyGnSlCjS7U/s320/%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C.gif" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;چند سالی است پنهان کاری تبدیل به یک رویه مرسوم در میان برخی مسئولان و متصدیان امر شده است. مضاف بر آسیب ها و عواقبی که این رفتار به دنبال دارد آنچه ضرورت واکاوی دارد این است که این نوع موضع گیری ها تمهیدی برای نقدگریزی است و اصولا اینکه هر عملی از سوی مسئولان سر می زند بی نیاز از نقد و تفسیر و مبرا از ایراد و ابهام است، تصور غلطی است. به نحوی نتایج برآمده از این نوع بینش سال هاست که ما را با تبعات برخاسته از خودفریبی آشکار گرفتار ساخته است، به گونه ای که خودمان هم باورمان شده است که بهترینیم، قدرتمندیم و کمتر نقصی را نداریم و راه و روشمان بی نظیر است و به همین لحاظ به ندرت نیازی به شور و مشورت پیدا می کنیم و کمتر به بهره گیری از تجارب و مطالعات صورت گرفته رجوع می کنیم و به عبارتی دیگر سیر تسلسل باطل را پیش گرفته ایم که نه برای حالمان و نه برای آینده مان منفعتی دارد. خلاصه کلام اینکه خود را در هاله ای از غرور کاذب گرفتار ساخته ایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند وقت قبل در یک گفت و گوی تلویزیونی یکی از خبرنگاران با سابقه همراه یکی از مسئولان به برنامه دعوت شده بود. این خبرنگار در بخشی از صحبت های خود از عدم تحمل همنوع در کشور سخن به میان آورد و به یکی از معضلات رفتاری مبتلابه جامعه اشاره کرد که البته بر بسیاری از اهل نظر روشن است اما بلافاصله مسئول مربوط با موضع گیری نسبت به این سخن اعلام کرد که "این طور نیست." و سخنان دیگر خود را ادامه داد و به راحتی از این عارضه اجتماعی عبور کرد و یا بهتر بگویم آن را نادیده انگاشت مانند همه اشتباهات خرد و کلانی که انجام می شود و بدون پذیرش هیچ قصوری به وادی فراموشی سپرده می شود و این معضلات و تلخ کامی هاست که باقی می ماند و تبدیل می شود به بحران های اجتماعی و در موارد دیگر اقتصادی، سیاسی و سایر عرصه های جامعه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی آسیب های اجتماعی را هیچ می پنداریم نتیجه این می شود که نه مسئولان قدرت تحمل مخالف را دارند و نه مردم قدرت تحمل همدیگر را چرا که رفتار مردم آیینه رفتار مسئولان و دولتمردانشان است. بنابراین طوری می شود که آنچه مورد پسند مسئولان است، پسندیده و آنچه مورد پسند ایشان نیست، ناپسند تلقی می گردد و به نوعی ملاک حق و حقیقت، تایید و یا عدم تایید با ترازوی آنان سنجیده می شود. این مرض در ادارات و دستگاه های اجرایی نیز حاکم است حتی دانش آموزان ما نیز خواسته یا ناخواسته ملاک حق و حقانیت را نظر معلم خود می دانند و مایل یا مجاب به درنگ و تامل و نیز تحقیق و تفحص نیستند. بی شک این برخوردها برآمده از مولفات تربیتی است و سرانجام اینکه این نوع نگرش سبب شده است بنیه نقدسازی و نقدپذیری در جامعه مخدوش شود چرا که بدنه فعلی و آتی جامعه را همین دانش اموزان و همین مردم پوشش می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاطبه افراد جامعه ما با رفتارهای زننده فرصت همزیستی مسالمت آمیز را از یکدیگر ربوده اند. ادارات و نهادهای دولتی تبدیل شده است به ملجایی برای چاپلوسی و تملق و ارادت سالاری به جای شایسته سالاری معیار عزل و نصب ها گشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مجمل اینکه ما بهترین نیستیم که هیچ از حد یک زیست انسانی و شرافتمندانه نیز خود و اطرافیانمان را محروم ساخته ایم. بیاییم واقعیت ها را بپذیریم و خود را آن طور که هستیم ببینیم، پذیرای واقعیات باشیم و به اصلاح خود و سلامت جامعه اهتمام داشته باشیم آنگاه شاید گشایشی حاصل شد ... .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-177760741384040702?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/177760741384040702'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/177760741384040702'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='ما بهترین نیستیم، شک نکنید!'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4lkHXbzXkI/AAAAAAAAAJM/MyGnSlCjS7U/s72-c/%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C.gif' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-2549860403900938764</id><published>2009-10-28T22:51:00.014+03:30</published><updated>2010-02-27T22:27:36.985+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روزنامه نگاری توسعه، منازعات سیاسی، سنگرهای فتح قدرت'/><title type='text'>بساط های سالیانه و حرفی برای گفتن</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SuqZT9Xg0yI/AAAAAAAAAFQ/9fVpW6SkSis/s1600-h/Ø&amp;shy;Ø±ÙÛŒ+Ø¨Ø±Ø§ÛŒ+Ú¯ÙØªÙ†.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5398295671526708002" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 240px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SuqZT9Xg0yI/AAAAAAAAAFQ/9fVpW6SkSis/s320/%D8%AD%D8%B1%D9%81%DB%8C+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;فعالیت های رسانه ای در ایران علی رغم اصول تصریح شده در قانون اساسی با تنگناهای بسیاری همراه است ضمن آنکه برخی خبرنگاران و روزنامه نگاران ما نیز هنوز به بلوغ و رشد علمی و تجربی کافی نرسیده اند که بتوان در دل تمام آمد و شدها و خواسته ها و مطالبات مردم و مسئولان به موضوعی چون روزنامه نگاری توسعه و ارتقا و تعالی سطوح جامعه اندیشید. درگیری ها و منازعات بی پایان سیاسی و کشمکش برای نیل به قدرت به قدری بر تمام جوانب رسالت مطبوعاتی سیطره یافته است که آنچه کمتر بدان پرداخته می شود پاسداری از منافع ملی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگامی که جراید و نشریات، محل جولان عده ای برای سرگرمی و یا تا حدودی تامین معاش و فرصتی برای طی نردبان ترقی از این اثنا می شود نباید انتظاری هم داشت که نمایشگاه و جشنواره ای هم که به همین مناسبت ترتیب داده می شود، در حدی باشد که می توان از یک جامعه مترقی که بر فعالیت مدنی و رسانه های موثر استوار است، سراغ گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عده ای از همین خبرنگاران به نان شب محتاجند، می نگارند ولی دین و دنیایشان را پایمال نمی سازند، عده ای از این روی که فراغت بالی دارند هوس ژورنالیستی خود را پی می گیرند، عده ای با ترفندهای موزیانه در این وادی رخنه می کنند تا به سودایشان نایل شوند و عده ای دیگر مبهوت قدرت می نگارند تا خود و نسلشان بیمه باشند و عده ای می نویسند چون دل سوز آرمان ها و صیانت از ارزش های ملی و مکتبی هستند و مانند هر جای دیگر عده ای بی تفاوت و اینکه هر چه بادا باد ... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بساط سالیانه، امسال نیز پهن بود و من که نیمی از عمر خود را در گیر و دار همین نشریات جور وا جور و رنگارنگ طی کرده ام پشیمان از اینکه به این سرای پر از تناض ها و تعارض ها سر زدم، هیچ نیافتم جز همه این اضداد. در طینت و سیرتی که با عمل و صورت کمتر شباهتی است، آرمانی که به حداقل سقوط می کند و دیدار از وادی که به معبر آرزومندان و مدیران امروز و فردای میهنی مبدل گردیده، ناخوشایند است و البته اصلا تماشایی نیست و این سئوال که نزدیک به دو قرن حیات، رسانه در مملکت من چه می کند، چه جایگاهی یافته است و چه گام مثبتی برای اثبات شایستگی خود برداشته است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه تخصص مهم است و نه علاقه، حساب این دو کماکان جداست و آنچه باید عاید شود شناخت همین نقاط ضعف و قوتی است که سهم آن مطبوعه هم نمی شود. مدتی است تفرج برای آنان که می خواهند اوقاتی را ذی قیمت تفریح کنند و محل گذر عده ای بیگانه با الفبای رسانه و آنان که می دانند بی نیاز از حضور بر همه چیز واقفند و در این وراندازی و گشت و گذار چاره همان بی چارگی است. امسال نیز عرصه جدیدی گشوده شد برای آنان که از سر جوانی و خامی به جان هم بیفتند و تسویه حساب های سیاسی خود را بدین سرا بکشانند. به راستی جای خوبی هم هست برای آنکه بدانیم و تصدیق کنیم آنچه را که تا کنون اشاره شد، همین که رسانه ها سنگرهای فتح قدرت شده اند و بی هیچ محابایی جار می زنند آنچه برایش بیمناکند تنها و تنها قدرت است و دیگر هیچ، آری چنین است قصه پر غصه مطبوعات ما.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-2549860403900938764?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/2549860403900938764'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/2549860403900938764'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/10/blog-post_30.html' title='بساط های سالیانه و حرفی برای گفتن'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SuqZT9Xg0yI/AAAAAAAAAFQ/9fVpW6SkSis/s72-c/%D8%AD%D8%B1%D9%81%DB%8C+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-7403246966484032007</id><published>2009-08-07T17:15:00.012+04:30</published><updated>2010-02-27T22:22:12.777+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روز خبرنگار، نقدپذیری، تحمل مخالف'/><title type='text'>خبرنگاری در ایران؛ فراز پر نشیب</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Snwjw1l-KkI/AAAAAAAAAEw/4NlazJ6K-QI/s1600-h/Ø®Ø¨Ø±.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5367204177845824066" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: pointer; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Snwjw1l-KkI/AAAAAAAAAEw/4NlazJ6K-QI/s320/%D8%AE%D8%A8%D8%B1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;هفده مرداد در تقویم ایران روز خبرنگار است اما این روز در زندگی خبرنگار ایرانی روز به خصوصی نیست و با بقیه روزهای سال فرق چندانی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای روزهایی که منافع برخی بدان گره خورده است از روزها قبل به استقبال می روند اما برای گرامیداشت ارزش و نقش خبرنگار از سوی عده ای چنین روزی نیز زاید به نظر می رسد. مگر نه آنکه بسیاری رسالت خبرنگار را در طول رسالت پیام آوری می خوانند؟ کجای رسالت ایجاب می کند که میان رهنمودهای مخالف و موافق حصار کشید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنگاه که یک خبرنگار هم میهن به دست فرقه متحجر طالبان به کام مرگ فرستاده شد از توان برخی جز فروریختن اشک کاری بر نساخت و از گذشته و در حال بسیار مشقت ها که بر سر این قشر آوار است و از آنان که باید دم برنمی آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز خبرنگار را تبریک نمی گویم چون جای تبریک باقی نمانده است، به جای آن همه روزهای سال را به خبرنگاران نستوه و فداکار هموطن دست مریزاد می گویم که با همت والا و ژرفای اندیشه بذر دانایی را بر سر مردم میهنشان می پراکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دل می گیرد از آنچه از سر تنگ نظری و نامروتی است که بر سر این قشر روشن بین و روشن ساز جامعه وارد می شود. راستی خبرنگاری در این وضعیت ملال آور که کمتر کسی نیز نقد را برنمی تابد و عمده سکنه اش مدح گویی و چاپلوسی را تجویز می کنند، جایی دارد؟ در سرایی که اگر مدح گو و متملق باشی پله های موفقیت را به سرعت طی می کنی، نقد و نقاد معنا و مفهومی می تواند داشته باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی تاب آن نیست تا افکار و آرای مخالف را بشنوند و حتی تحمل آن را ندارند که آنان را برقرار و در حیات اجتماع ببینند، وقتی تشکلات ناهمگون با روش و منش خود را بر هم می زنند، وقتی به جرم اندیشیدن محکوم به رنج می شوی و در هزار توی زندگی به اندک بسنده کرده و حلاوت دانستن و آگاهی دادن کامت را شیرین و دلت را آرام می کند و روحت را جلا می دهد، دیگر بیش از آنکه به خود فکر کنی به مردم و میهنت می اندیشی اما رهاورد این همه کوشش، دریغ از هر سپاسی، تحکم است و بازخواست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرنگار امروز ایرانی منتظر سپاس و تمجید نیست اما انتظار جبر و مذمت را هم ندارد. او که نه امنیت شغلی دارد و نه از حقوق مسلم و موقعیتی مشخص برخوردار است از حداقل امتیازات مشاغل دولتی و غیر دولتی نیز بهره مند نیست. اگر قرار باشد هر دولتی که روی کار می آید با بخشی از این جامعه دلسوز سر ناسازگاری بگذارد، دیگر برای آنان چه می ماند؟ اگر نقد پذیری در رفتار مسئولان و آحاد جامعه به یک باور تبدیل نشود پس کی می خواهیم پیشرفت و موفقیت را نظاره گر باشیم؟ تا کی باید بدی ها همراه خوبی ها ستایش شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاهی بیندازید به تاریخ کشورهایی که روزی در نقشه جهان جایی داشتند و شوکت و طمطراقی. سرگذشت و رویه غلطشان را مرور کنید و بدانید هنگامی که اندیشه مخالف قدرت بروز و ظهور نیافت عاقبت و نهایت امور چیست؟ تاریخ خوب معلمی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جایگاه و منزلت خبرنگار را گرامی می دارم که بیش از فراز این نشیب است که همراهش شده است و تبری می جویم از آنان که در لوای خبرنگار به دنبال کسب فرصت می گردند و آرزوی فهم و بینش برای مردم، قدرت تحمل مخالف برای مسئولان و جامعه ای پر ظرفیت را دارم پیش از آنکه دیر شده باشد که قطعا تاوانش را باید پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-7403246966484032007?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7403246966484032007'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7403246966484032007'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/08/blog-post_07.html' title='خبرنگاری در ایران؛ فراز پر نشیب'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Snwjw1l-KkI/AAAAAAAAAEw/4NlazJ6K-QI/s72-c/%D8%AE%D8%A8%D8%B1.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-7141592816881642923</id><published>2009-07-27T02:05:00.024+04:30</published><updated>2010-06-02T01:03:58.609+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادغام، ارتباطات، مجلس'/><title type='text'>ادغام بی ربط: وزارت حمل و نقل و ارتباطات</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVupL5UpAI/AAAAAAAAAPU/B0v9MY3y5K8/s1600/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 307px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVupL5UpAI/AAAAAAAAAPU/B0v9MY3y5K8/s320/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5477906175612986370" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;div  style="text-align: justify;font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;به گزارش مهر سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی گفت: در جلسه کمیسیون صنایع و معادن مجلس دو وزارتخاته ارتباطات و فناوری اطلاعات و وزارت راه و ترابری با یکدیگر ادغام شدند و با ادغام وزارتخانه های فوق وزارتخانه جدیدی به نام وزارت "حمل و نقل و ارتباطات" شکل گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیار متعجبم! واقعا هم جای تعجب و سئوال دارد که مسئولان در دولت و نمایندگان مردم در مجلس چه فکر می کنند؟ وزارت حمل و نقل و ارتباطات یعنی چه؟ چه تصوری از واژه ارتباطات دارند؟ این طور که به نظر می آید این واژه را مترادف با ارتباط از طریق جاده های مواصلاتی و ترانزیتی می دانند و اینکه اصولا با اصطلاح ارتباطات و فناوری اطلاعات (Information &amp;amp; Communication Technology) تا این حد بیگانه اند و حتی تاملی بر ترکیب این عبارت ندارند و بدین شکل بزرگراه های ارتباطی در فضای سایبر را که یکی از حوزه های فعالیت وزارت ICT است به واقع با بزرگراه های شهری خلط کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بزرگواران که به لطف ملت در مسند امور نشسته اید! محض رضای خدا کمی با متخصصان امر مشورت کنید، بعد دست به تغییرات آن هم این چنین تغییرات بنیادین بزنید. وزارتی که در حوزه ارتباطات مخابراتی، شبکه سازی، جامعه اطلاعاتی، فضای مجازی، پست و سایر موارد تخصصی ریز و درشت دیگر فعال است چه وجه اشتراکی دارد با وزارت راه و ترابری که فعالیت اش خطوط ریلی، شوسه، هوایی و ... است؟ شاید از این جهت که چاپار سواران پست در گذشته از همین خطوط مواصلاتی برای انجام ماموریت خود بهره می گرفتند و امروزه برای ارسال نامه های مردم از هواپیما استفاده می شود از جانب شما دلیل مناسبی برای ربط دو حوزه مجزای حمل و نقل و ارتباطات باشد! تازه همین پست از اجزای دیرین و سنتی ارتباطات محسوب می شود. روزی تلگراف ابزار ارتباطی روز بود اما باید توجه داشت که هم اکنون فناوری های نوین ارتباطی استفاده از ابزارهای سنتی را حذف و یا محدود کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک نکته مهم در خصوص این اشتباه در نهاد قانون گذاری کشور وجود دارد که متاثر از ترجمه ناسنجیده بعضی واژه ها از سوی عده ای از مترجمان و محققان ماست. در علوم ارتباطات دو واژه ارتباط و ارتباطات به صورت جمع و مفرد با هم فرق دارند. ارتباط به فرآیند و جریان و جمع آن بر ابزارها و فناوری ها می پردازد. اساس ارتباط بر محور ایجاد مشارکت و تعامل است و با زمینه وجود اعتماد میان حداقل دو نفر امکان انتقال پیام برقرار می شود. به نظرم این توضیح مختصر در باب معنای این واژه و دانش گسترده آن کفایت کند، دانشی که متاسفانه در کشور ما آنطور که باید بدان توجه نمی شود و مشکلات و معضلاتی که در گسترش آگاهی و کاربری در بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات و نیز جامعه اطلاعاتی حاکم است سال هاست که دغدغه خاطر بزرگان این عرصه در کشورمان شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موضوع کوچک سازی دولت نباید از سر بی تدبیری باشد. معمولا وزارتخانه هایی ادغام می شوند که شباهت عملکرد داشته و به صورت موازی فعالیت دارند. امیدوارم با توصیه ها و نقدهای رسانه ای و رهنمودهای اساتید ارجمند و فعالان حوزه ارتباطات و هوشیاری نمایندگان در صحن علنی مجلس به این ادغام ناهماهنگ رای داده نشود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div  style="text-align: justify;font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-7141592816881642923?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7141592816881642923'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7141592816881642923'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/07/blog-post_27.html' title='ادغام بی ربط: وزارت حمل و نقل و ارتباطات'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVupL5UpAI/AAAAAAAAAPU/B0v9MY3y5K8/s72-c/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-2965589843750945129</id><published>2009-07-25T05:09:00.003+04:30</published><updated>2010-02-27T22:20:47.905+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جامعه ایرانی، ناسازگاری اجتماعی، حقوق شهروندی'/><title type='text'>جامعه ایرانی و ناسازگاری های اجتماعی</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SmpVabn-A_I/AAAAAAAAADo/xc_o8xMgY90/s1600-h/ÙØ§Ø³Ø§Ø²Ú¯Ø§Ø±Û+Ø§Ø¬ØªÙØ§Ø¹Û.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5362192218918355954" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 176px; CURSOR: pointer; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SmpVabn-A_I/AAAAAAAAADo/xc_o8xMgY90/s320/%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C+%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;ناملایمات و ناسازگاری های اجتماعی را می توان کمابیش در هر جامعه ای مشاهده کرد اما هنگامی که این موضوع تبدیل شد به یک معضل و رویه مرسوم اجتماعی دیگر نمی توان از آن به سادگی گذشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه ایرانی علی رغم همه ویژگی های بارزی که دارد نمی توان رفتارها و شئونات غلط آن را نادیده انگاشت. اگر ما به عنوان جزئی از جامعه ایران نخواهیم رفتارها و عادات غلط و ناشایست فردی و اجتماعی خود را بشناسیم و نسبت به اصلاح آن برآییم هیچ محرک دیگری نمی تواند برای ما گشایشی حاصل کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خودستایی هایی که امروز برای فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی رایج شده است، به جای خود هرچند نشان از تمدنی دیرپا دارد اما مطلوب جامعه امروز نیست و تنها توجیه گر تمامی رفتارها و آداب ما شده است که در جای خود بسیار مخاطره آفرین و مبنای بسیاری از ناملایمات اجتماعی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تامل بر تاریخ بشری عامل تضاد، درگیری و کشمکش میان انسان ها به وضوح نمایان می شود. نزاع میان قوی و ضعیف، فقیر و غنی از جمله آن ها به شمار می رود. مسلط شدن افراد و طوایف نیرومند و البته متحد و منسجم بر سایر افراد که توان تولید و یا جنگاوری را نداشتند، همواره وجود داشته است. خصوصا سرگذشت ایرانیان گویای نزاع های مستمر تاریخی میان اقوام و طوایف برای تسلط یافتن و چیره شدن بر دیگری به منظور تنازع برای بقا بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بار آمدن در سایه فرهنگ استبدادی و مفتون قدرت بودن و نیز فقدان نهادهای اجتماعی و مردمی و سازمان های نظارتی و قضایی و اصولا عدم تبعیت از چیزی به نام قانون از آسیب های اجتماعی ما طی تاریخ به حساب می آید. همچنین در حال حاضر نبود توجه کافی و کمتر در محوریت قرار دادن نهادهای مدنی از معضلات ساختار فرهنگی و اجتماعی ما ایرانیان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعارض و کشمکش، رفتار مسبوق ایرانیان به شمار می رود. لشگر کشی ها، مبارزات و جنگ جویی ها پیوسته در تاریخ ایران زمین برای حفظ و یا در دست گرفتن حکومت و حکمرانی خصوصا در ده قرن گذشته از ایرانی جماعت به نسبت رفتاری خشن، قلدرمآبانه، غیر منعطف و سلطه جویانه ساخته است که بسته به شرایط زمانی و مکانی خود را نشان می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر با بررسی ریشه ای به عوامل نا آرامی ها و زندگی نچندان مسالمت آمیز جامعه امروز ایران نگاهی داشته باشیم، به دور از هرگونه پنهان کاری و ملاحظه گرایی باید گفت رفتارها، آداب و معاشرت مردم امروز این سرزمین متاثر از نوع زندگی و حیات اجتماعی آنان طی هزاره گذشته است. بدون تردید نحوه برخورد حکمرانان، وضع معیشتی و شکل گرفتن باورها و عقاید طی دوره های مختلف تاریخی شالوده شکل گیری مجموعه عناصر حاضر فرهنگی در جامعه ایرانی را بنیان نهاده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگرانی همیشگی مردم ایران از نبود ثبات سیاسی و متزلزل بودن شرایط حاکم در جامعه مبنای تاریخی دارد که منجر به هراس از آینده، محافظه کاری، کاهش اعتماد اجتماعی و ... شده است. ارجحیت داشتن تمایلات گروهی و طبقه ای بر سایر گروها و دسته ها از سوی طبقه یا افراد حاکم در جامعه و به طور کلی کم توجهی به وظیفه و مسئولیت ایجاد توازن و هماهنگی ساختار سیاسی و اجتماعی برای ایجاد توسعه و رفاه عمومی از گذشته تا به امروز در نوع برخوردها و روابط اجتماعی اقشار مختلف تاثیر گذار بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز برای آنکه بخواهیم جامعه با نشاط و سالم داشته باشیم که با احترام به حقوق شهروندی و تبعیت از قانون به تعالی شخصیت انسانی و ارتقای نقش خود در موفقیت جامعه اهتمام داشته باشد و اعتلای میهن و پیشرفت و آبادانی آن برایش دغدغه باشد باید به نقش و به کار بستن « تربیت و آموزش » تاکید بسیار داشت. به جای چشم بستن بر حقایق و تمجیدها و تعریف های مکرر و بی جا، از شایستگی ها و چگونه قدم برداشتن برای شهروند خوب و قانونمدار بودن سخن گفت و وجوه ناملایمات و صفات ناصحیح اجتماعی را تقبیح نمود و به جامعه سالم بر محور ایمان، اخلاق و قانون بیش از همیشه تاکید کرد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-2965589843750945129?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/2965589843750945129'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/2965589843750945129'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/07/blog-post_25.html' title='جامعه ایرانی و ناسازگاری های اجتماعی'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SmpVabn-A_I/AAAAAAAAADo/xc_o8xMgY90/s72-c/%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C+%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-3540198479885882235</id><published>2009-07-22T01:21:00.006+04:30</published><updated>2010-02-27T22:30:30.080+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دیپلماسی فعال، تحریم، گفت و گو'/><title type='text'>سیاست های هسته ای ایران</title><content type='html'>&lt;div style="FONT-FAMILY: verdana; TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;... لطماتی که طی سه دهه گذشته از تحریم های گسترده بر جامعه ما وارد شده است، بسیار است و هر جامعه ای برای آنکه به اهداف و مقاصد اصیل خود دست یابد لازم است در مقابل متحمل هزینه شود اما با یک دیپلماسی فعال و پویا می توان بازیگردانی صحنه بین الملل را به دست گرفت و از اینکه فرصت های تحمیل اراده چنین کشورهایی بر خواست ملی ایجاد شود، بازی را به نفع خود رقم زد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن جا که بازنگری در روش و تاکتیک مذاکره با طرف های گفت و گو به عنوان یک شیوه موثر برای ایجاد اقناع به منظور اعتماد سازی و هموار نمودن مسیر مذاکرات و فراهم ساختن زمینه رفع شائبه ها می تواند راهگشای زدودن غبار ابهامات در فضای بین المللی باشد و امری طبیعی به نظر می رسد بنابراین طی اظهار نظرهای مکرر استفاده از ابزار دیپلماسی مورد تاکید طرف های گفت و گو قرار گرفته است. تغییرات اخیر در سازمان انرژی اتمی ایران نیز نشان از ایجاد زمینه انعطاف و استفاده از برخی تاکتیک های متناسب با شرایط در برنامه ها و تحولات آتی این سازمان و به سهم خود در تعاملات و رایزنی های فنی و دیپلماتیک دارد. از جمله پیگیری مجدانه راه اندازی نیروگاه بوشهر توسط متخصصان روسی و عمل به تعهدات آنان و تقویت تولید ساننترفیوژها و توسعه علمی و فنی که به طبع مورد انتظار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانبر شدن عمل به تعهدات طرف روسی نکته ای است که باید به طور جدی مورد توجه مسئولان امر قرار گیرد و نباید اجازه داد که بیش از این پروژه نیروگاه بوشهر مورد بی مهری و بی توجهی شرکت های روسی واقع شود و انتظار می رود با اهرم های لازم با آنان رفتار مناسب صورت گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه برخورد قهری با موضوع هسته ای ایران از جانب کشورهای غربی شرایط یک گفت و گوی متوازن را فراهم نمی سازد. تاکید نیکولا سارکوزی، رییس جمهوری فرانسه، بر اینکه «ایران تا ماه سپتامبر فرصت دارد مذاکره درباره برنامه هسته ای خود را آغاز کند و در غیر این صورت با تحریم های شدیدتری روبه رو می شود.» پیشاپیش زمینه ارتباط نا برابر را از موضع بالا دستی تداعی می کند که البته با ابراز تاسف این لحن گفت و گو طی تغییر و تحول سران این کشورها همچنان پابرجاست و قطعا با واکنش و بازخورد متقابل همراه خواهد بود و به نظر می رسد بیش از هر چیز برای ایجاد یک رابطه موثر و نتیجه بخش با ایران این کشورهای غربی هستند که نیازمند اصلاح رفتار و اعتماد آفرینی می باشند. ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای خواندن کامل مطلب به &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.stknn.ir/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;وب نوشت پارسا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt; مراجعه کنید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-3540198479885882235?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3540198479885882235'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3540198479885882235'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/07/blog-post_22.html' title='سیاست های هسته ای ایران'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-2010978380999300735</id><published>2009-07-14T00:23:00.014+04:30</published><updated>2010-06-22T23:59:47.071+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دموکراسی، انتخابات، شهروندان'/><title type='text'>فصلی برای تمرین دموکراسی</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SnUEshcqV5I/AAAAAAAAAEg/_pxudgpylh4/s1600-h/Ù…Ø±Ø¯Ù…+Ø³Ø§Ù„Ø§Ø±ÛŒ.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5365199694021154706" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 252px; CURSOR: pointer; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SnUEshcqV5I/AAAAAAAAAEg/_pxudgpylh4/s320/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85+%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;دوران انتخابات مشحون با همه حوادث و اتفاقات، فصلی بود برای تمرین دموکراسی برای اینکه بدانیم کجای این گردونه هستیم، مختصات موقعیت خود را بیابیم و با فرازها و فرودهای آن روبه رو شویم تا در این مسیر که گام نهاده ایم خود، توان و جهدمان را بیازماییم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با تورق صفحات تاریخ در می یابیم زمانی ایراد می گرفتند که قانونمداری بدعتی است در قبال شریعت، آزادی بیان نوعی فرصت دهی است برای زیر سوال بردن ارزش های اعتقادی و دموکراسی حکومتی است با اما و اگرهای فراوان. فارغ از تناسب و لزوم این سخنان در آن زمان و مکان اکنون با همه این انقلت ها به اینجا رسیده ایم که دموکراسی آن هم از نوع مردم سالاری دینی شیوه ارزنده ای است برای حکومتداری و تبعیت از قانون فصل الخطاب همگان است و اما هنوز مشکل خود را با آزادی بیان حل نکرده ایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آزادی بیان که در تعبیرهای مکمل در کنار آزادی قلم و آزادی اندیشه هم آورده می شود نکته اساسی در تمامی حکومت ها و دغدغه تمامی ملل و طریقی برای استیفای حقوق و اعاده خواسته هایشان است. ابزاری نیرومند و مجرایی است رسا که احرازش با سختی ها و مشقت ها همراه بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیشگامان فلسفه سیاسی جهان، دموکراسی را در خدمت به مردم می دانند و معتقدند حکومتی که مشروعیت خود را از آرای آنان کسب می کند، خادم ملت است و این مردم هستند که می پذیرند مسئولی در صحنه ایفای وظیفه بماند یا نه زیرا شانیت او پاسخگویی در برابر ملت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکومتی که مبنای اقتدارش مردم هستند، رضایت آنان موجب دوام و عدم رضایتشان موجب زوالش خواهد بود. بدین سان وقتی مردم خود را در متن حکومت صاحب اختیار دیدند و حوزه دخالتشان در ترسیم سرنوشتشان بیشتر شد، پیوند خود را با آرمان ها و اهداف نظام مستحکمتر می کنند و در غیر این صورت، بسته بودن فضای عمومی برای اظهار نظر و ایفای نقش در جامعه بنای نا آرامی، تنش و نارضایتی را رقم می زند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسیری که به سمت صلاح می رود در دل خود خارها و سنگلاخ ها نیز دارد. در میان اعتراض ها و نارضایتی ها نا مبالاتی ها هم دیده می شود اما اصل بر قدرت مدیریت شرایط و اتفاقات از سوی مسئولان امر است و نباید این دست صفات و اقدامات را به همه تعمیم داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما برای تمرین دموکراسی در دنیای توسعه یافته و رو به جلوی کنونی نیازمند آن هستیم که بدانیم انسان خردمند و عاقل قدرت بروز عقاید و اندیشه هایش را دارد و سرکوب و حصار نمی تواند مانع از رویش اندیشه ها و سر برآوردن خواسته ها شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه ای در سلامت می زید که دولتمردانش حق شهروندان و احترام به قلمرو آنان را پاس بدارند. با نگاهی عالمانه و آگاهانه وقایع و تحولات را دنبال کنند و در صحنه مشارکت مردمی برای دخالت در امور ملی تاکتیک ها و فنون غلبه بر نا آرامی ها را مشق نکنند. همواره به یاد داشته باشیم که اراده مردم توفنده است آن را به سمت تحکیم پایه های نظام هدایت کنیم نه در جهت مخالف.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-2010978380999300735?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/2010978380999300735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/2010978380999300735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/07/blog-post_14.html' title='فصلی برای تمرین دموکراسی'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SnUEshcqV5I/AAAAAAAAAEg/_pxudgpylh4/s72-c/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85+%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-5081802728433406823</id><published>2009-07-13T16:39:00.001+04:30</published><updated>2010-02-27T22:28:59.768+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سیاست خارجی، تعامل،مدیریت شرایط'/><title type='text'>اصل تعامل در سیاست خارجی</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;امکان وفق دادن سياست خارجي کشور همگام با تحولات جهاني، درک سريع و آناليز شرايط براي بهره گيري از فرصت هاي پيش رو نکته اي است که بايد در کانون توجه تصميم گيري هاي ديپلماتيک ما قرار گيرد. ما مي توانيم به جاي آنکه از موضع رويارويي به نظام بين الملل بنگريم اصل تعامل مبتني بر درايت و تصميم گيري بهنگام را به عنوان محور ارتباطات سياسي خود با ساير کشورها تعريف کنيم به گونه اي که مصداق فرمايش رهبر معظم انقلاب بر مبناي تحقق عزت، حکمت و مصلحت نظام باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انعطاف پذيري در تصميم گيري ها و اصل قرار دادن موضوع تعامل جهاني و تعريف آن در راهبردهاي بلند مدت نظام موجبات رفع تنش، ايجاد شرايط مطلوب اجتماعي و حرکت در مسير توسعه را تسهيل مي سازد و برعکس فعاليت در سايه بي ثباتي و نگراني از وقايع جهاني، رشد و حرکت در مسير توسعه را با خلل مواجه مي کند. در نظر قرار دادن اين نکات در برنامه ها و تصميم گيري هاي خرد و کلان در سرنوشت و ميزان موفقيت کشور تاثيرگذار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خصوص اصلاح نگاه به پيرامون و توجه به اصل تعامل در سياست خارجي لازم است همواره سخنان و موضع گيري ها سنجيده باشد. تقابل ما با غرب و قدرت هاي بزرگ هميشگي نيست و ارتباط و مناسبات بين المللي از واژه به واژه اي که مسئولان نظام به کار مي گيرند، متاثر مي شود. ما مي توانيم با مديريت شرايط و بهره مندي شايسته از نفوذ و موقعيت خود در سطوح جهاني از فرصت هاي فراهم شده به نفع کشور و توسعه و پيشرفت همه جانبه آن بهره بگيريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای خواندن کامل مطلب به &lt;/span&gt;&lt;a href="http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=57706"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;اینجا &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;بروید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-5081802728433406823?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/5081802728433406823'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/5081802728433406823'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/07/blog-post_16.html' title='اصل تعامل در سیاست خارجی'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-1894524167640914417</id><published>2009-07-05T00:11:00.011+04:30</published><updated>2010-06-02T01:07:28.190+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روز قلم، جامعه مدنی، آزادی اندیشه'/><title type='text'>به پاسداشت قلم برآییم!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVveodJVJI/AAAAAAAAAPk/0kzFlYzNbc0/s1600/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA+%D9%82%D9%84%D9%85.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 202px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVveodJVJI/AAAAAAAAAPk/0kzFlYzNbc0/s320/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA+%D9%82%D9%84%D9%85.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5477907093812499602" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;div  style="text-align: justify;font-family:verdana;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;امروز 14 تیرماه روز«قلم» است. چند سالی است که به همت تعدادی از فعالان عرصه ادبیات این مرز و بوم، این روز مزین به این نام شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دیرباز جایگاه قلم در فرهنگ اسلامی و تمدن ایران زمین بس والا بوده است و همواره اهل ادب، فرهنگ و اندیشه در میان مردم از منزلت بسیار برخوردار بوده اند. در جای جای تاریخ نیز قلم به عنوان نماد اندیشه، تحول ساز بوده است و موجب تعالی آموزه های ناب و زیست خردمندانه انسانی شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز نیز با شکل گیری انقلاب اسلامی در این مهد دانش که روزی به نوع خود در سریر قدرت علمی عالم قرار داشت و از آن به عنوان یک انقلاب فرهنگی یاد می شود بر قداست قلم بنابر نص آیات الهی و تکریم اهل قلم و اندیشه تاکید و تصریح شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این همه و علی رغم همه تلاش ها و مجاهدت های نستوه برای آفرینش فرهنگ و ادبیات ملی فاخر بر اساس منویات اسلامی و برگرفته از آیین کهن ایرانی آنطور که انتظار می رفت، این راه پیموده نشده و متاسفانه قرین با حواشی بسیار بوده است و به گونه ی شایسته یک جامعه مدنی که محوریت احترام به منزلت انسانی را از آموزه های اسلامی اخذ می کند، اهل قلم تکریم نشده و آنطور که باید قداست قلم محفوظ و مصون از اغراض سیاسی و مطامع دسته ها و گروه ها باشد، عمل نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنوز بسیاری از اشخاص در هر مرتبه و موقعیتی از قلم و نتایج برآمده از آن هراسناکند. از آن روی آنچه مهجور واقع می شود، قلم است و آنکه مقهور می شود، صاحب قلم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز علی رغم آنکه بسیار بر نقش و کارآمدی دانش و نیز دانش افزایی در جامعه تاکید می شود اما دایره ارایه اندیشه ها و نظریات محدود و نسبتا بسته است. متاسفانه نتیجه این محافظه کاری ها و مراقبت های نابجا سبب شده است کشور ما در عرصه نظریه پردازی خصوصا در زمینه علوم انسانی ضعف عمیق و اساسی داشته باشد به گونه ای که بسیاری از روشنفکران جامعه ما تنها به ترجمه و اقتباس آثار خارجی اشتغال دارند و نهایت امر آن تالیف است و تدوین.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با سیاستگزاری های مرسوم خواه یا ناخواه زمینه انزوای نویسندگان و محققان فراهم شده است حتی اندیشمندان بنام و شاخص نیز برای نشر آرا و اندیشه ها یا سخنرانی با فشارها و تنش های فراوانی روبه رو هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عرصه نقد و نظر در جامعه ما به مرحله ای رسیده است که برای ارایه یک محتوای به اصلاح غیرمعمول اما به نوع خود دربردارنده نظریات و مفاهیم نو باید تنگناهای ممیزی را به جان خرید و در غیر این صورت برای آنکه خود را از بایدها و نبایدها رهانید، سکوت اختیار کرد و یا در سرایی دیگر به تحقیق و تتبع پرداخت و یا در قد و قواره یک رییس جمهور ظاهر شد تا بتوان نظریه ای را مطرح کرد، بسط و شرح داد و البته تا سالیان سال از گزندها و نیش و کنایه ها بی نصیب نماند و آماج سیل هجمه ها شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در قانون اساسی در اصل های 23 و 24 بر حق آزادی نشریات و مطبوعات و ممنوعیت تفتیش عقاید تصریح شده است اما متاسفانه عرصه نشر، نقد و نظر خالی از آسیب نیست. برای شکل دادن نسلی نقاد و خردمند در جامعه ای پویا بر مدار اندیشه و دانش از هم اکنون نیازمند ایجاد فرصت و میدان دادن به اندیشمندان برای ارایه آرا و محصول کاوش های علمیشان هستیم تا جامعه ایرانی با نسلی محتاط و ملاحظه کار روبه رو نشود که از گفتن کوچکترین نظر و بیان عقیده ترس از افشای هویت و باختن دودمان داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی مصلحت اندیشی ها، غرض ورزی ها و تنگ نظری ها منجر به زوال بنیان های فرهنگ و ادب می شود. باید بستر و زمینه بیان ایده ها و نظرها را فراهم ساخت. در فضایی که آرای اهل علم و خرد بروز و ظهور می یابد، امکان شناخت بهتر می شود و قدرت تشخیص بالاتر می رود و پذیرش و یا پافشاری بر اعتقادات و نظرات و تعامل در عرصه های فراخناک علمی با گستره دید وسیع و بر مبنای استدلال رقم می خورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جامعه اسلامی آزادی اندیشه بی هیچ درنگ و مصلحتی تجویز شده است، بنابراین حصارکشی ها موجب تفریط شده و برای سلامت و آتیه جامعه مخاطره آفرین هستند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-1894524167640914417?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/1894524167640914417'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/1894524167640914417'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/07/blog-post_05.html' title='به پاسداشت قلم برآییم!'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVveodJVJI/AAAAAAAAAPk/0kzFlYzNbc0/s72-c/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA+%D9%82%D9%84%D9%85.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-3109403721536059376</id><published>2009-07-03T00:17:00.016+04:30</published><updated>2010-02-27T22:33:21.861+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سازمان ملل متحد، توسعه هزاره،  بحران'/><title type='text'>جهان در برابر فقر، دنیای پرخطر و نگرانی های فزاینده</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Sk0RBuo-e2I/AAAAAAAAACw/b02TmEvkU14/s1600-h/ÙÙØ±+Ù+ÙØ§Ø§ÙÙÛ.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353954253410827106" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: pointer; HEIGHT: 246px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Sk0RBuo-e2I/AAAAAAAAACw/b02TmEvkU14/s320/%D9%81%D9%82%D8%B1+%D9%88+%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;چند ماهی است که از آغاز شصت و سومین سالگرد تاسیس سازمان ملل متحد می گذرد. در مراسمی که در آن زمان و به همین مناسبت با همکاری مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران و در دانشگاه تهران برگزار شد، حضور داشتم که در آن دغدغه های مشترک جهانی در خصوص آینده بیش از پیش به چشم می آمد. پیام دبیرکل سازمان ملل متحد به عنوان بخش مهم و لیکن در حاشیه موضوع طرح شده در این نشست مرا به تاملاتی پیرامون جامعه جهانی وا داشت که شایسته دانستم خوانندگان محترم را در جریان آن قرار دهم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیام بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد به مناسبت روز ملل متحد سرشار از نگرانی برای ورود به سالی دشوار در زندگی سازمان ملل است. سالی که بسیاری از کشورها هنوز در مسیر دستیابی به آرمان های توسعه هزاره تا سال هدف یعنی سال 2015 قرار ندارند. رشد فزاینده بحران های مالی و اقتصادی جامعه جهانی را به سوی نابرابری بسیار نگران کننده سوق می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بان کی مون در پیام خود آورده است: "می توانیم به روشنی بیش از همیشه ببینیم که تهدیدهای قرن 21 هیچکس را بی بهره نمی گذارد. تغییر آب و هوا، گسترش بیماری و سلاح های کشنده و خطر تروریسم در سراسر مرزها. چنانچه بخواهیم مواهب مشترک را در دنیا توسعه دهیم، بایستی از منافع عمومی در سطح جهان مراقبت کنیم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن چیزی که امروزه جامعه جهانی را در برابر حوادث نگران کننده زندگی در این کره خاکی ایمن می دارد، اصل مشارکت و همکاری یکپارچه جهان برای مبارزه با فقر و ناامنی است و نمی توان نسبت به بی تفاوتی و بی میلی برخی کشورها در خصوص مقابله با بحران های جهانی چشم بست. امروز راه رهایی از اتفاقات ناگوار گسترش فقر و ناامنی های جانی و مالی در جهان تعهد بی سابقه بر التزامات و مشارکت ها از سوی دولت ها، مدیران اجرایی ارشد و جامعه مدنی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه در پیام دبیر کل سازمان ملل آمده است از سر جمع مبلغ 16 میلیار دلاری که در رویداد آرمان های توسعه هزاره وعده داده شده است، حکایت دارد که ممکن است از این مقدار تجاوز کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امید به رهایی از این بحران و مخاطرات، بسیار است اگر مجامع جهانی بر قول های خود وفادار بمانند که در این هم تردید است اما باید کمی درنگ کرد. بودجه هایی که آمریکا و برخی کشورهای قدرتمند جهان در زمینه اقدامات دفاعی و جنگ طلبانه خود به کار می گیرند در مقایسه با حمایت های مالی آنان در موضوعی چون توسعه هزاره، چقدر است؟ آیا نسبت بودجه دفاعی 711 میلیارد دلاری آمریکا با مجموع مبلغ 16 میلیارد دلاری توسعه هزاره قابل مقایسه هست؟ آیا امکان این نیست که کمتر به دنبال آتش افروزی ها رفته و بخشی از هزینه های مصروف شده در این نزاع های بین المللی به مقابله با فقر دامنگیر در جهان اختصاص یابد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بان کی مون همچنین گفت: "مشارکت راه آینده است. به پیشرفت درباره مالاریا بنگرید. تلاش های جهانی ما درباره مالاریا، ما را به مسیر بازداری از بیماری ها رهنمون کرده که در هر 30 ثانیه کودکی را می کشد. این از راه برنامه ریزی متمرکز کشوری قابل اجراست. تامین وجه قابل توجه تر، مدیریت هماهنگ جهانی و علم و فناوری رده بالا."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان! در جهان پیشرفته و رو به توسعه ای زندگی می کنیم به طوری که در نقطه ای فقر بیداد می کند و در نقطه ای دیگر رفاه زدگی بلایی دیگر است. جامعه جهانی نسل انسانی بی تفاوت را رقم می زند یا نه همت خواهد گمارد و به مبارزه با تهدیدهای پیش روی خود خواهد پرداخت!؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری، "زمانی برای از دست دادن باقی نمانده است". آن طور که دبیر کل گفت.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-3109403721536059376?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3109403721536059376'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3109403721536059376'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='جهان در برابر فقر، دنیای پرخطر و نگرانی های فزاینده'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Sk0RBuo-e2I/AAAAAAAAACw/b02TmEvkU14/s72-c/%D9%81%D9%82%D8%B1+%D9%88+%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-5657524671116856780</id><published>2009-06-27T00:58:00.008+04:30</published><updated>2010-02-27T23:28:38.294+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انقلاب، کرامت انسانی، مکتب اسلام'/><title type='text'>چه کسی بازنده است؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4l5Vrpm2aI/AAAAAAAAAKk/cgcgNGvWNq0/s1600-h/Ø¨Ø±ÙØ¯Ù+ÛØ§+Ø¨Ø§Ø²ÙØ¯ÙØ.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5443015038055405986" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 230px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4l5Vrpm2aI/AAAAAAAAAKk/cgcgNGvWNq0/s320/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87+%DB%8C%D8%A7+%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%9F.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;چه کسی بازنده انتخابات است؟ کی قانونمدار نیست؟ و چه کسانی اخلاق را زیر پا می گذارند؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify;font-family:verdana;" &gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;به زعم برخی اگر هر کس به استیفای حقوق حقه خود برخاست و از جور و ستم، گلایه و شکوه کرد و از تنگناها و نامروتی ها، از حق و ناحق شدن ها لب به اعتراض گشود، وصل است به بیگانه و مخالف جمهوری اسلامی است. یعنی وضعیت کشور بقدری گل و بلبل است که همگان در آرامش و وصل و طرب به سر می برند و جای هیچ ناراحتی و پریشانی نیست. بقدری جامعه عاری از مشکلات است که انتظاری از هیچ ابنا بشری نمی رود تا انتقادی داشته باشد و شکوه و ناله ای کند. مگر تا کنون تا چه اندازه به مشکلات و گلایه ها توجه شده است که حال انتظار نداشته باشیم که حجم عظیمی از دردها و رنج ها سرباز نزند و فوران نکند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم برای چه انقلاب کردند؟ جز برای استقلال، رفاه، آزادی و حفظ کرامت و ارزش والای انسانی؟ بهایی که ملت پرداخت تا نهال سلامت را در این سرزمین بکارد، به چه قیمت بود؟ مگر نه به بهای خون و جان و عرض زنان و مردان و فرزندان این آب و خاک آن هم به وسعت تمام تاریخ؟ حال چه کسانی خود را آل علی می نامند که می گویند: " با آل علی هرکه درافتاد، ور افتاد"؟ آیا آموزه های علی(ع) اینگونه بوده و هست که در آن کوچکترین مروت، رافت، اخلاق، گذشت، مدارا، تحمل، درنگ، اندیشه و تامل نباشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداجو چه کسی است؟ عده ای متنفذ صاحب قدرت و منصب؟ یا نه، همه آحاد این ملت خداجویند که بیش از شصت هزار شهید و مجروح را به پای رویش جوانه انقلاب هزینه کردند؟ آن زمان این ملت خداجو بود و حال که خشمگین و غمگین است و در کمترین مورد رنج و مصیبت برای ارتزاق و کسب معاش سالم برای دوری از فساد و تنش اخلاقی در جامعه و نامساعد بودن شرایط برای شکوفایی توانمندی های فردی و توان بروز اندیشه ها و خواسته ها، گستره زندگی اش را احاطه کرده است، متصل به بیگانگان خوانده می شود که با طناب آنان به چاه می رود. چه فرقی می کند فریاد بزند یا نزند؟ به فلان کاندیدا رای بدهد یا ندهد؟ دوستدار بهمان شخصیت باشد یا نباشد؟ خواه یا ناخواه همه این تنگناها را احساس کند یا نکند؟ رضایت به حداقل وضع موجود داشته باشد یا نداشته باشد؟ و خود را مستحق آن ها بداند یا نداند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتخابات شاید برنده داشته باشد، قطعا بازنده ندارد و جشن و پایکوبی برای موفقیت و چیره شدن بر معاندان تمامیت و امنیت یک سرزمین و یک ملت است نه برای غلبه بر یک برادر مسلمان و گروهی از هموطنان. این پیروزی سزاوار فخر و تکبر نیست و نباید بابت آن هلهله شادی سر داد. خدمت به خلق مسئولیت است و این باری است بر دوش آنانی که آن را پذیرفته اند. پس جای اعمال منکر نیست. اگر در هر نوشته و گفتاری به تهمت ها، افتراها و ناسزا گویی ها پرداخته و این تبدیل شد به رفتار سیاسی یک جریان و نیز پیروان آن، آن وقت این جامه اخلاق و زیور کردار است که از تن آنان زدوده می شود، هرچند معتقد بدان نباشند، بنابراین بازنده اصلی اینان هستند که بازی را به اخلاق باخته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا عدم شفافیت در اجرای صحیح قانون موجب قانونمداری و خواستار انجام قانون در امور حکومتی بودن نمونه قانون شکنی است؟ نگارنده کتمان نمی کند که در حوادث اخیر دول غرب و رسانه های بیگانه با ایجاد شانتاژهای تبلیغاتی سعی در ایجاد آشوب و رویارویی با انقلاب را دارند و منکر سوء استفاده فرصت طلبان و آشوبگران در چنین صحنه هایی نیست، اما همه این نیست. گلایه های مردمی و اعتراض های آنان نیازمند پاسخگویی درخور و مناسب با شئون انسانی است. همه را به یک چشم نبینید، موضوعی که متاسفانه چند سالی است در بستر حکومتی تبدیل به یک رویه شده است. به مطالبات مردم ارج بنهید و شان و منزلتشان را سکه ی یک پول نکنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر انقلاب فرصت ها و تهدیدهایی دارد. مبادا روزنه فاصله ملت از دولت تبدیل به شکافی عمیق شود. مکتب اسلام موافق زورمداری و استیلا نیست. نارضایتی ها و ناگواری ها در طی دوران یک انقلاب بسیار است آن را با سهل انگاری ها، خودخواهی ها و ارجح دانستن منافع خود و اطرافیان بر دیگران با مخاطره مواجه نسازیم. بیایید مردم را و خواسته های آنان را پاس بداریم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-5657524671116856780?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/5657524671116856780'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/5657524671116856780'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/06/blog-post_27.html' title='چه کسی بازنده است؟'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/S4l5Vrpm2aI/AAAAAAAAAKk/cgcgNGvWNq0/s72-c/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87+%DB%8C%D8%A7+%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%9F.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-7393123464055048580</id><published>2009-06-23T22:12:00.008+04:30</published><updated>2010-02-27T22:35:40.583+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جریان آزاد اطلاعات، فقر اطلاعاتی، قدرت حاکم'/><title type='text'>انتخابات و انسداد جریان اطلاعات</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SkEU7qMqR5I/AAAAAAAAACQ/6Jax_Ijo2f4/s1600-h/ÙÙØ±+Ø§Ø·ÙØ§Ø¹Ø§ØªÛ.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5350580847465088914" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 261px; CURSOR: pointer; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SkEU7qMqR5I/AAAAAAAAACQ/6Jax_Ijo2f4/s320/%D9%81%D9%82%D8%B1+%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;!--  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal  {mso-style-parent:"";  margin:0in;  margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:12.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1  {size:8.5in 11.0in;  margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;  mso-header-margin:35.4pt;  mso-footer-margin:35.4pt;  mso-paper-source:0;} div.Section1  {page:Section1;} --&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;ایام انتخابات امسال پر بود و هست از بسیاری رفتارها، برخوردها و ایجاد محدودیت ها که طبعا هر یک در جای خود قابل بررسی است. یکی از این محدودیت ها نقض آشکار حق اطلاع یابی و کسب آگاهی مخاطبان است. موضوع جریان آزاد اطلاعات که امروزه در جوامع جهانی توسعه یافته تبدیل به یک تکلیف ملی شده و از حقوق اساسی شهروندی محسوب می شود، در کشور ما هنوز اندر خم یک کوچه است. سخن از حقوق از مسلمات است اما در جای خود حقوقی در این خصوص نیست که حتی جای اعاده و اعتراض داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخورد حذفی با مقوله گردش آزاد اطلاعات از طریق از کار انداختن شبکه های ارتباطی اعم از سرویس پیام کوتاه، تماس های تلفنی، فیلترینگ سایت ها و پایگاه های خبری و ... عملا مردم را از حقوق خود محروم می سازد که هیچ، صدای مخالفان را نیز در محاق برده تا صدایی، نقدی و اندیشه ای به میان نیاید. این همه واهمه از به گوش رسیدن صدای مخالف از چیست؟ آیا مسئولان ما فکر می کنند در این حالت با چنین جامعه تک صدایی همگان از اتفاقات ناگوار در امان خواهند ماند؟ آیا به اثرات ناخواسته بی اطلاعی و نبود دسترسی به اطلاعات فکر کرده اند؟ و یا بهتر بگویم اصولا در رابطه با نقش محوری اطلاع رسانی در جامعه پویا و سالم اندیشیده اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قدرت حاکم با تمام توان از امکانات و پتانسیل های مشروع دولتی در اقصی نقاط کشور بهره مند است و به راحتی می تواند خرده اعتراضات و گلایه ها را محو کند و از کمترین تا شدیدترین برخورد ها را با معترضان به عمل آورد اما آیا اینگونه برخوردها به حاکم شدن فضای امنیتی در جامعه دامن نمی زند؟ آیا به تبعات چنین جامعه ای اندیشیده اند؟ معمولا گروه های اجتماعی و طبقات عام و خاص آن توان مقابله با قدرت مشروع دولتی را ندارند اما خطرات ناشی از عدم مدیریت تحولات همچون اعتراضات و تجمع های خیابانی و نیز برنتابیدن نقدها و تحلیل های مطبوعاتی و رسانه ای آثار مخربی را به دنبال خواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیار ارزنده است به جای امنیتی کردن فضای جامعه و برخوردهای حذفی با مجراهای ارتباطی و در نتیجه رقم زدن فقر اطلاعاتی و خود هراسی به مدیریت آن ها پرداخته و با سعه صدر و تعامل شرایط مطلوب جامعه را حفظ کرده و از دچار ساختن جامعه به وضعیت بحرانی و مخاطره آمیز جلوگیری کنیم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-7393123464055048580?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7393123464055048580'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/7393123464055048580'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/06/blog-post_23.html' title='انتخابات و انسداد جریان اطلاعات'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/SkEU7qMqR5I/AAAAAAAAACQ/6Jax_Ijo2f4/s72-c/%D9%81%D9%82%D8%B1+%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-8622277124541317587</id><published>2009-06-21T03:13:00.004+04:30</published><updated>2010-06-23T00:04:33.141+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تحجر، تمدن، انسان'/><title type='text'>در آرزوی انسانیم</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;اسیر تحجریم، نگو که نه! هویتمان را باخته ایم، نگو که نه! راستی با کوله باری از غفلت و از خود بیگانگی به کجا می رویم؟ آیا این بود رسم میثاقمان و نیز انقلابمان؟ دیگر چه کرامتی باقی است که تهی شده ایم از هرچه رادمردی است. غیرتمان کجاست؟ شجاعت و نیک ضمیری و سرشت دانایی مردم ایران زمین کی و چگونه به یغما رفت؟ این مردم، این عصاره هفت هزار سال تمدن نانوشته چگونه به استحاله رسیدند که خود نمی شناسند و به حقانیت دیگری متعرض اند. راهمان کجاست؟ به دنبال چه می گردیم؟ اسیر چه هستیم و از خود و دنیای خود چه می خواهیم؟ دیگر خودمان هم به ستوه آمده ایم. جایمان سبز نیست. طوری دیگر باید زیست. ما در آرزوی انسانیم و خود بیشتر غافل از آن. دربار کجاست که بار ذلت امروز بر دوش خود ماست. به چه می بالیم و از چه می نالیم!؟ََ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-8622277124541317587?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/8622277124541317587'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/8622277124541317587'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/06/blog-post_21.html' title='در آرزوی انسانیم'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-4832421553218249582</id><published>2009-06-21T01:58:00.006+04:30</published><updated>2010-02-27T22:37:59.097+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='همایش، سیاستگزاری، دانشگاهی'/><title type='text'>فاصله از حرف تا عمل</title><content type='html'>&lt;div style="FONT-FAMILY: verdana; TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;چندی قبل از سوی یکی از مراکز و به نمایندگی از یکی از اساتید محترم دانشگاه به یکی از همایش های علمی کشور رفتم. هدف از برگزاری این همایش بهره مندی از ایده ها و نظرات اعضای هیات علمی، فعالان اجتماعی و پژوهشگران دانشگاهی بود. طی چهار سال گذشته که دولت نهم تصدی امور کشور را برعهده دارد بسیار گله و شکوه از سوی اساتید و فعالان دانشگاهی مطرح شده است که متاسفانه دولت کنونی در سیاستگزاری های خود نظرات آنان را جویا نمی شود و بناچار کشور در یک تسلسل ناپایان آزمون و خطا گرفتار است و به کژ راهه می رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طرح برگزاری این همایش در چند ماه باقی مانده به پایان فعالیت دولت نهم ارایه شد و در همین چند هفته قبل نیز برگزار شد. در این همایش من به وضوح نا کارآمدی اعضا و محققان دانشگاهیمان را دیدم. همین کسانی که مدعی اند دولت از اندیشه های آنان بهره نمی گیرد در کوچکترین هماهنگی و انسجام برنامه و ارایه رهنمود کم توان بودند. شاید بتوان این را به این حساب گذاشت که هنوز این قشر نتوانسته نقش خود را در دایره تصمیم گیری های حکومت ببیند که این هم حرفی است اما به نظر من همانطور که دولت در مدیریت و هدایت امور جامعه خود دارای ضعف های بنیادی است، محققان و اساتید دانشگاهی ما هم در فعالیت های جمعی و مشورتی کم توان هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من به وضوح دیدم که اگر حکم ماموریت برای برخی اساتید دانشگاهیمان داده نشود در اینگونه همایش ها شرکت نمی کنند و اینگونه همایش ها برنامه روتین اداری جمعی از مدیران و محققان است که تبدیل به یک رویه تکراری شده است و البته برخی دیگر هم هستند که از جان و دل مایه می گذارند، نقد می کنند و نظر می دهند. من به عینه دیدم که وقت نشست های مشورتی و ارایه راهکار و نتیجه گیری بسیاری از این اساتید محل همایش را ترک کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همایش در نحوه برگزاری هم با مشکلات عدیده ای روبه رو بود. با حضور اتفاقی معاون اول رییس جمهور همه برنامه ها به هم ریخت تا ایشان گزارشی از برنامه ها و موفقیت های ملی را ارایه دهند. بخش مهم و کلیدی ارایه پنل به سرعت و شتابزده انجام شد و قسمت پرسش و پاسخ مسئولان و دست اندکاران اجرایی و تقنینی بر خلاف لیست ارایه شده و با حضور افراد پیش بینی نشده به صورت فوری اجرا شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مرحله ای که محققات و نمایندگان به بحث و تبادل نظر می پرداختند، مدیریت نشست بر عهده یکی از اساتید بنام رشته مدیریت بود. من در این نشست دیدم که همه چیز مطرح می شود جز موضوعات مرتبط با همایش. گفت و گوهای معمول مسئولان در امور جاری حوزه کاریشان و نیز خاطره ها و گلایه ها. یک مرتبه نسبت به این مسئله تذکر دادم و مورد توجه واقع شد اما نشست به رویه غیر معمول خود پیش رفت. سرانجام در دقایق پایانی با تذکر یکی از اساتید نشست حالت رسمی به خود گرفت و تازه موضوعات اساسی مطرح شد و اینجا بود که وقت کم آمد و کلی هم صحبت و نظر از طرفین باقی ماند، در همین لحظه بود که مدیر نشست، این چهره بنام دانشگاهی، گفت: "خوب چه می شود کرد مدیریت ما همیشه در دقیقه نود است." اینجا بود که در ذهنم تداعی شد که ما از حرف تا عمل چقدر فاصله داریم. محققان و اساتیدی که برای نجات کشور آمده اند و خود از وضعیت موجود نالانند در اداره مطلوب یک نشست دو ساعته و یک همایش یک یا دو روزه ناتوانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید بتوان این همایش را به عنوان نمونه به بسیاری از همایش های دولتی دیگر در کشور تعمیم داد که صرفا برای ثبت در بیلان سازمان ها برگزار می شود و البته جا دارد از بسیاری از همایش های مجامع خصوصی در کشور هم تقدیر کنم. همان طور که شخصا در این همایش ها هم شرکت کرده ام سطح کیفی آن ها به مراتب بالاتر است و همین همایش ها از آن جهت که به دنبال بهره برداری مالی و انتفاع هم هستند به مراتب ملزم تر هستند اما متاسفانه در یکسری خدمات شرکت های مجری و پیمانکار کوتاهی دیده می شود.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-4832421553218249582?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/4832421553218249582'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/4832421553218249582'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/06/blog-post_6836.html' title='فاصله از حرف تا عمل'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-3770279564441213392</id><published>2009-06-20T14:51:00.004+04:30</published><updated>2010-06-23T00:02:38.721+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='انتخابات، رسانه های بیگانه، صهیونیست'/><title type='text'>انتخابات، رسانه ملی و رسانه های بیگانه</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Sjy7JeJsqsI/AAAAAAAAABw/H7OIhrKiIGI/s1600-h/Ø±Ø³Ø§ÙÙ+ÙØ§.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5349356228796263106" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: pointer; HEIGHT: 240px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Sjy7JeJsqsI/AAAAAAAAABw/H7OIhrKiIGI/s320/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87+%D9%87%D8%A7.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;!--  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal  {mso-style-parent:"";  margin:0in;  margin-bottom:.0001pt;  mso-pagination:widow-orphan;  font-size:12.0pt;  font-family:"Times New Roman";  mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1  {size:8.5in 11.0in;  margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;  mso-header-margin:35.4pt;  mso-footer-margin:35.4pt;  mso-paper-source:0;} div.Section1  {page:Section1;} --&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;این روزها خوراک خوبی برای رسانه های بیگانه فراهم شد تا در کنار ناراحتی های برخی کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران نسبت به نحوه برگزاری انتخابات و بهره گیری از امکانات دولتی از سوی کاندیدای دیگر به جوسازی پرداخته و با هیزم ریختن بر آتش خشم و ناراحتی هواداران کاندیداهای معترض فضا را به سمت درگیری و نزاع عمومی سوق دهند. این رسانه ها برای به وجود آمدن چنین جو ملتهبی روز شماری می کردند و چه ایام خوبی را یافته اند تا بتوانند نیرنگ های خود را در قالب دوستی با ملت ایران و دلسوزی برای آنان و نگرانی از سرنوشت نظام پیاده سازند و مخاطبان خود و هواداران کاندیداها را به استیفای آنچه حق و توهم بازگیری حیثیت است، جری کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من هیچگاه منکر این نمی شوم که در نحوه برگزاری انتخابات و نیز در قبل و بعد از آن تخلف روی نداده است که البته کشور قانون دارد و ساز و کارهای خاص خود را و می توان از مجاری قانونی به استیفای حقوق خود و هواداران پرداخت اما این نوع برخوردها با اصل انتخابات، کاندیداهای ارجمند را در مسیری انداخت که ادامه دادن این راه برایشان گریزناپذیر بود و در سیل خواسته های هواداران مطالبه این حق یعنی همراهی کاندیداها با آنان از آن جهت که خود را از مردم دانسته اند و برای احیای حقوق از جمله همین افراد به میدان آمده اند لذا این موضوع آنان را بسیار بیمناک می کرد که مبادا برچسب ناتوانی و بی عرضگی به ایشان زده شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همراهی و گفت و گو با شبکه های بیگانه که مستقیما از جریان های صهیونیستی حمایت مالی و فکری می شوند کار ناشایست دیگری بوده و هست که متاسفانه از سوی برخی روشنفکران و مسئولان سابق نظام انجام می شود. من جا دارد گلایه ای از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که خود را رسانه ملی می نامد، داشته باشم که این رسانه می بایست شرایط و زمینه ای را فراهم سازد تا افکار وعقاید قابلیت بیان و اظهار داشته باشند و به نوعی بتوان موجب ایجاد تضارب آرا و اندیشه ها شد تا مخاطب به خوبی بتواند با ایجاد قیاس و تجزیه و تحلیل استدلال ها و داده های مسئولان، اندیشمندان و طرف های گفت و گو بهترین و صحیح ترین راه را برگزیند، نه اینکه تریبونی برای بیان نظرات مخالف و منتقد فراهم نباشد، حتی نشریات و سایت های متعلق به آنان نیز مسدود و متوقف شود، بنابرابن خواهیم دید که راهی که می ماند پناه بردن به چنین رسانه هایی است که جز به سود خود و اعیادیشان به چیز دیگر نمی اندیشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم مسئولان و صاحب منصبان نظام توجه داشته باشند که در مباحث ارتباطات و کسب آگاهی رسانه ای نمی توانند با مسدود کردن یک راه ارتباطی مخاطب را از دریافت اطلاعات و خبر باز دارند. به قول معروف " جوینده یابنده است ". آنکه به دنبال کسب خبر و آگاهی است از شیوه ها و کانال های دیگر ارتباطی به مقصود خود دست می یابد منتها ممکن است این اطلاعات حاصل شده به قدری جنبه تخریبی داشته باشد که در پس ابهام و تیرگی فضای اطلاعاتی منجر به حوادث نامبارک شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال که به یاری خدا و رهنمودهای رهبر عالیقدر انقلاب و اهتمام مسئولان و بیداری، صبر و متانت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری انشاء الله شاهد فضای آرام و مسالمت آمیز خواهیم بود با تمام توان با ایجاد کردن فضای نقد و گفتمان، اشکالات و چالش های موجود را رفع کرده و همگان را دعوت به آرامش و رفاقت کنیم و بدانیم که ما مردم یک آب و خاکیم و هیچگاه به جان هم نیفتیم، به یکدیگر احترام بگذاریم و قدر امنیت و استقلال میهن اسلامیمان را بدانیم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-3770279564441213392?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3770279564441213392'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/3770279564441213392'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/06/blog-post_20.html' title='انتخابات، رسانه ملی و رسانه های بیگانه'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/Sjy7JeJsqsI/AAAAAAAAABw/H7OIhrKiIGI/s72-c/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87+%D9%87%D8%A7.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-8009965159112757343</id><published>2009-06-20T00:56:00.003+04:30</published><updated>2010-06-02T01:10:04.683+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اعتراض مردمی، فرصت طلبان، اقشار مردمی'/><title type='text'>موضوع چیز دیگری است!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVwFMtTxUI/AAAAAAAAAPs/BsOOP6uHgj4/s1600/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8.jpg"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVwFMtTxUI/AAAAAAAAAPs/BsOOP6uHgj4/s320/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5477907756378998082" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;در جریان اعتراض مردمی به کاستی های برگزاری انتخابات و برخی شائبه ها، برای برخی از معاندان نظام فرصت خوبی فراهم شده تا علاوه بر سم پاشی های بسیار و ایجاد شبهه، خود نیز دست به کار شوند و صفوف وحدت و وفاق عمومی را در جامعه متزلزل کنند و آن را به نیروهای امنیتی و بسیج و سایر گروه های مردمی نسبت دهند. حال که رهبر بزرگوار نظام با ارایه رهنمودهای خود خواستار رفع کینه ها و کدورت ها شده و برخی از رفتارهای نامزدهای انتخاباتی را تقبیح کردند، شایسته است نامزدهای موردنظر با ارایه پیام و بیانیه از هواداران خود بخواهند تا مبادا وارد بازی های عوامل بیگانه و دشمنان قسم خورده نظام شوند. متاسفانه برخی از علاقه مندان به ایجاد آشوب و تشنج در جامعه نسبت به سخنان رهبر معظم انقلاب معترض بوده و به دنبال ایجاد اعتراضات دامنه دار هستند به گونه ای که علی رغم عدم حمایت نامزدهای معترض، خود خواهان اداره این تجمعات اعتراض آمیز هستند. سزاور است جوانان و دانشجویان بیدار و غیور ایران اسلامی و سایر گروه ها و اقشار مردمی از به دام افتادن در دسیسه های این مغرضین و آشوبگران بر حذر باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-8009965159112757343?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/8009965159112757343'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/8009965159112757343'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/06/blog-post_8414.html' title='موضوع چیز دیگری است!'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Iw5_bxa7fTE/TAVwFMtTxUI/AAAAAAAAAPs/BsOOP6uHgj4/s72-c/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-4760361329928332904</id><published>2009-06-19T23:43:00.003+04:30</published><updated>2010-02-27T22:19:27.561+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='صاحب منصبان، بزرگان، سرمایه های انسانی'/><title type='text'>صاحب منصبان امروزی و بزرگان نظام</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify;font-family:verdana;" &gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:100%;"&gt;فرمایشات امروز رهبر فرزانه انقلاب فصل الخطاب تمام مباحث مربوط به انتخابات بود. همانطور که معظمه له فرمودند هر دو طرف اعم از طیف غالب و مغلوب در برنامه های انتخاباتی و مناظرات خود خطاهایی داشته اند که کاملا مشخص و از روی بی انصافی و احساسات بوده است. برای من خیلی گران بود که شخصیت های بزرگ نظام خصوصا آقایان هاشمی و ناطق نوری مورد هجمه های هدفدار برای کسب آرای انتخاباتی قرار گیرند. خیلی جفاست که معماران و بزرگان نظام که همه ما در برابر آنان مکلف به احترام هستیم و اساسا عزت، سربلندی و رفاه این ملت مرهون زحمات و اندیشه های آنان است اینگونه تخریب شوند و به گونه ای وجاهتشان در میان افکار عمومی مخدوش شود که نتوان این ضایعه را آنطور که باید جبران کرد. واقعا چرا؟ چه ارزشی دارد که اساس و پایه های نظام و نیز دستاوردها و کامیابی های انقلاب را تضعیف کنیم؟ هیچ تامل شده است که این صاحب منصبان امروزی به چه اساس و بنایی از نظام می خواهند تکیه دهند هنگامی که اصول نظام زیر سئوال برود از آنجا که مجریان آن ناصالح قلمداد شوند؟ آیا آب رفته از جوی را می توان بازگرداند؟ وای بر ما که اینگونه شخصیت بزرگان و اندیشمندان ملی و مذهبی خود را به آسودگی و هیچ درنگی پایمال می سازیم. خدایا به ما ملت ایران و سردمداران آن این توفیق را مرحمت فرما تا قدر خود را و نیز سرمایه های انسانی، ملی و میهنیمان را به خوبی درک کنیم و آن ها را پاس بداریم و اسیر مطامع دنیوی نشویم!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-4760361329928332904?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/4760361329928332904'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/4760361329928332904'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/06/blog-post_6999.html' title='صاحب منصبان امروزی و بزرگان نظام'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2149761803946827010.post-9217635543489281963</id><published>2009-06-19T23:27:00.002+04:30</published><updated>2010-02-27T22:39:35.399+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='هبوط، نفسانیت، خسران'/><title type='text'>هبوط خود خواسته</title><content type='html'>&lt;div style="FONT-FAMILY: verdana; TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;روابط امروز خشک و بی روح شده است و زلالی نگاه ها در پس پرده تزویر رنگ باخته. ای کاش محبت ها و مهربانی ها تجسم حقیقی خودمان بودند اما امان از این بازار دهشتناک ریا و نیرنگ که روزگار مهر و مودت را به تیرگی کنام انسانی بدل ساخته که لحظه ای غفلت تو را اسیر چنگ و دندان خوی درندگی می سازد. گفته ها لاطائلاتی بیش نیست و سعی ها همه از سر خسران. در این هبوط خود خواسته از سر تکاثر خواهش ها تاریخ انقضا بر روابط سایه افکنده و از سر حضیض نفسانیت و رخت بر بستن سجایای اخلاق به هرسو گریزانیم و راه بر ما پوشیده؛ نمی دانیم چون نمی خواهیم و نمی خواهیم چون خود خواسته ایم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2149761803946827010-9217635543489281963?l=stkamali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/9217635543489281963'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2149761803946827010/posts/default/9217635543489281963'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://stkamali.blogspot.com/2009/06/blog-post_4894.html' title='هبوط خود خواسته'/><author><name>سیدتقی کمالی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15179324411923768543</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry></feed>
